تداوم مذاکرات و احتمال جنگ سوم
آنچه از اخبار و گفته های دو سوی درگیری بر می آید این است که
دورهای تازه ی مذاکره برای تفاهم و توافق که به وسیله ی میانجی ها صورت گرفته است،
نتیجه ای آنچنانی نداشته است. میانجی ها، مقامات نظامی پاکستان و ترکیه و عربستان
آمدند که تا حدودی تداوم مذاکرات و رساندن پیام ها اما بیشتر برای هشدار به حکومت
اسلامی و نیابتی اش حوثی های یمن بود و این که این کشورها( و در درجه ی نخست ترکیه
و پاکستان) اتحاد نظامی دارند و در مقابل حملات حکومت اسلامی و یا حوثی ها به
عربستان بی تفاوت نخواهند بود. پس از آن قطری ها که به هر حال از ادامه ی جنگ و
گسترده شدن آن بیمناکند آمدند و تا کنون خبری مبنی بر این که گامی جدی و مثبت در
راه توافق برداشته شده است بیرون نیامده است. ادامه ی آخرین دور مذاکرات در قطر
نیز گویا بی نتیجه بوده است. در مورد نامه ی ونس معاون ترامپ به محسن رضایی و
پیشنهادهای وی برای توافق و نرفتن به سوی جنگ نیز حکومت چیزی بروز نداد و تا کنون
روشن نشده که نتیجه چه بوده است. با این حال ونس به ادامه ی مذاکرات و رسیدن به
تفاهم اظهار خوشبینی کرده است و ترامپ هم گفته قصد حمله ی گسترده به ایران را
ندارد. همه چیز میان مذاکره و رد و بدل کردن پیام و شرط و شروط و آغاز جنگی دیگر در نوسان است.
از این سوی انتخابات سوم نوامبر فردا انجام می شود و آن گونه
که از ظواهر بر می آید و اینجا و آنجا برخی سناتورها و نیز نزدیکان به دولت و ارتش
بر مبنای اطلاعات خود از نقشه و اهداف تازه گفته اند ترامپ و دولت اش آماده برای
دور تازه ای از حملات و جنگ هستند و برنامه آنها برای تخریب مراکز هسته ای و نیز
موسسات ساخت سلاح و همچنین تاسیسات انرژی ایران بسیار گسترده تر و شدیدتر از گذشته
است. همچنین می توان گفت که شاید حمله با تخریب تاسیسات اتمی و نظامی و انرژی پایان نیابد و اهداف دیگری نیز داشته باشند و بخواهند
بخش هایی از خاک ایران را - به احتمال جزایر و یا برخی مناطق مرزی - اشغال کنند.
این همه در حالی جریان یافته که خبرهایی مبنی بر درگیری ها
تازه ای میان آمریکا و حکومت اسلامی و در پی شلیک موشک از جانب سپاه پاسداران به
هواپیمای نظامی آمریکا نشر یافته است. آمریکا می گوید در پاسخ به این شلیک سپاه،
حمله ای به پرتابگرهای موشک در قشم انجام داده است و آنها را منهدم کرده است. در
عین حال گفته که طی تمامی این مدت که جنگ نبوده است حملات ریز و درشتی که آنها را
دفاعی و در پاسخ به حملات سپاه نامیده به جای به جای ایران صورت داده است.
ذات امپریالیسم هاری و دخالت و تجاوز و فتنه گری است!
ذات امپریالیسم پلید است و هرگز نمی تواند از خصلت گرگ بودن و
درنده بودن اش دست بردارد.
سران آمریکا اعلام کردند که آنها کودتای 28 مرداد را علیه
دولت قانونی مصدق سازمان دادند و حکومت سلطنتی نوکرشان محمدرضا شاه را برقرار
کردند و 25 سال هم از وی همه گونه پشتیبانی کردند و این اعلام را به این معنا
گرفتند که از این پس سر به راه شده و دیگر در امور داخلی ایران دخالت نخواهند کرد.
اما توبه ی گرگ مرگ است. چیزی نگذشت که به خود حق دخالت دادند و به ایران حمله
کردند و کشتند و ویران کردند.
بهانه های ترامپ و دولت اش که اتمی شدن حکومت اسلامی بود حتی
برای امپریالیست های اروپایی هم قانع کننده نبود. در واقع دولت های اروپایی که
شرکای آمریکا هستند به خوبی می دانستند که با برجام می توانند حکومت ولایت فقیه را
کنترل کنند اما ترامپ و جمهوریخواهان سهم بیشتری می خواستند و همین بود که برجام
را دور انداختند.
از سوی دیگر در ایران جنبشی بزرگ در جریان بود. از 1388 به
این سو این جنبش گستردگی و شدت بیشتری یافت. و در دی ماه 1404 این احتمال که به یک
انقلاب تکامل یابد بسیار بود. و این برای ترامپ و آمریکا نه تنها رویداد خوبی نبود
بلکه بسیار ترسناک بود!
دلایل واقعی امپریالیسم آمریکا برای حمله به ایران
به واقع آنچه که ترامپ و دولت جمهوریخواه وی را سبب شد که به
این حملات وحشیانه به خاک ایران و مردم ایران دست زنند در درجه نخست و بیش از همه
امکان بروز انقلاب در ایران و امکان براندازی حکومت به وسیله ی یک انقلاب توده ای
بود. آنها نمی توانستند تصور کنند که حکومت اسلامی به وسیله ی انقلابی توده ای
سرنگون شود و در ایران یک دولت انقلابی و یا مترقی دموکراتیک و ملی روی کار آید. و
این جدا از تاثیراتی بود که چنین انقلابی - و در صورت سرنگونی حکومت اسلامی -
سرنگونی چنین حکومتی می توانست در منطقه بگذارد. کافی است نگاه کنیم که آمریکا با
انقلاب مصر و تونس و سوریه و دیگر کشورهای عربی چه کرد و چگونه تمامی تلاش هایش را
به کار برد تا آنها را به وسیله ی نوکران بومی خود سرکوب و یا منحرف کند. چگونه در
مصر و با مانورهای گوناگون سیسی مزدور را به توده های مصری قالب کرد!
در درجه ی دوم مساله رقابت با امپریالیسم روسیه و حتی با
امپریالیست های اروپای غربی بود که دولت ترامپ با آنها اختلاف پیدا کرده بود.
روسیه سرش گرم اوکراین بود و امتیازاتی که می توانست در جنگ با اوکراین بگیرد، و
این برای ترامپ بد نبود!
در درجه ی سوم امپریالیسم آمریکا می خواست ایران را تصاحب کند
و تمامی امتیازات این سرزمین را مال خود کند. از نفت گرفته تا سرمایه گذاری در صنایع
و واردات و صادرات و غارت نیروی کار ارزان و خلاصه آنچه امپریالیسم می تواند از یک
کشور زیرسلطه بگیرد و ببرد.
این ها اساس مساله ی تجاوز آمریکا به ایران و تحمیل خسارات
مالی و جانی فراوان و نه تنها به حکومت که برای مردمی که نزدیک به پنج دهه زیر ستم
آن به سر می بردند اهمیت چندانی نداشت، بلکه به خود مردم ایران است.
و این تجاوز و دخالت
آشکار را به ظاهر زیر «خدمت به مردم ایران» انجام می دهد. توده ها در ایران حکومت
اسلامی را نمی خواهند و می خواهند آن را سرنگون کنند و حکومتی از آن خود و
دموکراتیک و مستقل بر سر کار آورند و امپریالیسم آمریکا و دولت ترامپ می خواهد
یاری شان کند! این از فریب ها و حقه های بزرگ امپریالیسم آمریکا بوده و هست.
در این گیرودار اتمی شدن حکومت اسلامی و مساله ی موشک های
دوربرد و دسته های نیابتی گرچه برای آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل اهمیت داشتند
اما بیشتر صورت قضیه بودند تا واقعیت آن.
دو نقشه آمریکا برای گسست در فرایند انقلاب توده ای و برجسته
کردن سلطنت طلبان به عنوان یگانه جایگزین حکومت کنونی
بگذار تا در مورد همین مساله ی انقلاب تامل کنیم!
دو نقشه ی آمریکا یکی
گسست در فرایند رو به پیش انقلاب و قطع آن به وسیله ی تجاوز و جنگ و گرفتن ابتکار
تغییر در اوضاع در دستان خود بود. دولت ترامپ به همراه جانی و شیاد همراهش
نتانیاهو به ایران حمله کردند و عملا جنبش توده ها را دچار انفعال کردند.
سوی دیگر این برنامه تقویت جریان مزدور سلطنت طلب رضا پهلوی و
دارودسته ی ساواکی هایش بود.
با تبلیغ و ترویج فریبکارانه و متقلبانه ی و دست کاری در حساب
های شبکه های اجتماعی، پایگاه محدود ناچیز آنها را بسیار وانمودند و چند گروه و
چند شعار را صدها و هزارها کردند و این سان بخش هایی از توده ها را فریب دادند. در
خارج نیز مشتی لمپن و نواده گان شعبان بی مخ و دارودسته ی مزدور کودتاگرش را به
جان گروه های مخالف انقلابی و ملی و مترقی انداختند. و این دارودسته نیز با کمک
دولت ها و پلیس هاشان توانستند چند تظاهرات بر پا کنند و خودشان را فراخوان دهنده
و همه کاره بخوانند و تلاش کنند مخالفین حکومت ولایت فقیه را که سالیان سال در
مبارزه بودند به حاشیه رانده و دچار انفعال سازند.
به این ترتیب ایجاد انفعال در جنبش توده ها و برجسته کردن نقش
سلطنت طلبان در جنبش موجود از طریق نفوذی که در برخی لایه های طبقه میانی داشت و
نیز شیادی و تقلب و به نام اینان کردن مبارزه و جنبش توده ها از یک سو و منفعل
کردند نیروهای مخالف در داخل و خارج از کشور از طریق حملات وحشیانه به گردهمایی ها
در داخل( مراسم سوگ در مشهد نمونه ی مهم آن بود) و پشتیبانی پلیس دولت های غربی از
آنها و در این میان طرح حکومت رضا پهلوی به عنوان یگانه جایگزین حکومت اسلامی از
سوی دیگر دو وجه اساسی طرحی یگانه بود. انقلاب و مخالفین انقلابی و مترقی حکومت
باید بیرون از گود قرار می گرفتند و گرچه هدف امپریالیسم آمریکا سرنگونی حکومت
نبود اما اگر قرار بود جایگزینی طرح شود باید سلطنت طلبان این جایگزین می
بودند.
باری امپریالیسم فتنه گر است و به هیچ اعترافی به اشتباه و
دخالتگری پایبند نبوده و به هیچ صراطی مستقیم نخواهد شد. در 28 مرداد دخالت کرد و
کودتا کرد و در 1404 بازهم در امور ایران دخالت کرد و این بار به شکل جنگ علیه حق
تعیین سرنوشت خلق ایران.
حکومت ولایت فقیه
آنچه که برنامه ی امپریالیسم آمریکاست حداقل تا کنون سرنگونی
حکومت نبوده و اگر سران حکومت با ترامپ بسازند، نخواهد بود. حتی در حملات نخستین و
جنگ چهل روزه چنین اهدافی دنبال نمی شد. هدف لایه برداری از راس حکومت بود. اینکه
چند لایه برداشته شود و حکومت سرنگون شود بیشتر به خواب و خیال می ماند. هدف
همچنان که بارها ترامپ گفته است لایه برداشتن بود تا لایه هایی رو آیند و قدرت را
به دست گیرند که مشکلی با کنار آمدن با آمریکا نداشته باشند. اکنون بیش از پیش این
امر روشن شده است.
اما کدام لایه ها!
هدف اساسی ترامپ برداشتن لایه ای و یا حداقل بخش مهمی از لایه
ای بود که بیشترین میزان سهم را از اقتصاد و قدرت سیاسی در ایران داشت یعنی
باندهای مسلط بر دفتر رهبری و باندهای اصلی مسلط بر سران سپاه.
این باندها که سروسری هم با امپریالیسم روسیه و چین داشتند
نمی خواستند با امپریالیسم آمریکا کنار بیایند( آنها موافق برجام نبودند و علیه
روحانی و ظریف کار نکرده باقی نگذاشتند). اکنون آنها که مخالف توافق هستند و یا
پیشنهادهایی برای توافق می دهند که روشن است ترامپ آنها را نمی پذیرد( مانند آنچه
در سفر به آمریکا پیش کشیدند و یا اکنون در این مذاکرات با میانجی های قطری پیش می
کشند) می خواهند جنگ را ادامه دهند. آنچه آنها می دانند این است که توافق تنها به
مساله ی هسته ای و موشک ها و نیابتی ها محدود نمی شود بلکه آنچه امریکا می خواهد
سرمایه گذاری در ایران و داشتن سهمی بزرگ از خوان ایران است و این جز با محدود
کردن قدرت اقتصادی و سیاسی آنها نمی تواند صورت گیرد.
آمپریالیسم آمریکا می خواهد حکومتی مطیع همچون شاه سابق در
ایران روی کار آید و منافع امپریالیستی وی را تامین کند. بدون چنین حکومتی و بدون
چنین تآمینی این جنگ نه تنها هیچ ارزشی برای آمریکا نمی تواند داشته باشد بلکه
خسارات و هزینه های فراوان نیز به روی دوشش می گذارد. این همه لشکرکشی و این همه
تحمل ترکش های جنگ همچون بالارفتن قیمت نفت و گاز و انرژی و غیره صرفا برای مساله
ی برچیدن چند سایت اتمی و چند گروه نیابتی نیست، بلکه برای رام و مطیع کردن حکومت
ولایت فقیه و آوردن آن به بلوک امپریالیستی غرب است.
از این رو جناح جنگ طلب به خوبی می داند که ادامه ی این راه
حتی اگر بر سرکار بمانند، که آمریکا مشکلی با آن ندارد به شرط این که نوکران
سربزیری باشند، اما این درجه از امتیازات و منافعی را که اکنون دارند نخواهند
داشت. این مساله ی اصلی برای جناح جنگ طلب است: از دست دادن قدرت کنونی خود. این
که این ها می گویند به آمریکا نمی توان اعتماد کرد برای این است که از عاقبت تفاهم
و توافق و سازش بیمناکند.
آما این یک سر قضیه است. سر دیگر آن این است که این جناح به
چه بهایی می خواهد موقعیت اقتصادی و سیاسی خود را در ایران و با این حکومت حفظ
کند؟
این ها می گویند بقای حکومت در خطر است اما در واقع نه بقای
حکومتی به نام ولایت فقیه بلکه بقای خودشان با آنچه به عنوان «هویت» برای این
حکومت رقم زده اند، و خودشان هم به آن پایبند نیستند، ممکن است در خطر باشد. هویتی
که تنها خودشان از آن صحبت می کنند و برای جناح تفاهم طلبان چندان ارج و ارزشی
ندارد.
می گویند می خواهند بجنگند و تهدید می کنند که جنگ را نه تنها
منطقه ای بلکه جهانی اش خواهند کرد. اما بر فرض اگر چنین کنند عاقبتی بدتر در
انتظارشان خواهد بود. یعنی حتی این امکان را که با سازش با آمریکا بتوانند در
حکومت تغییر یافته موقعینی داشته باشند از دست خواهند داد.
می گویند اگر قرار است ما نباشیم بهتر است ایران هم نباشد.
راستی اگر آنها هم که پیش از اینان بودند این گونه فکر می کردند حکومتی نبود که
این ها بتوانند تصاحب اش کنند!
این دارودسته در شیپور می کنند که «آخر الزمانی» اند اما جز
بخشی از احمق ترین شان که خیالاشان مسموم است بقیه این قدر احمق نیستند که از خیر
این ثروت و قدرت و مکنت بگذرند و «آخر زمانی» و «شهید راه خدا» شوند. این گونه حرف
می زنند برای اینکه برخی از ابلهان حزب اللهی بسیجی را که گمان می کنند در راه
خدایشان می جنگند قربانی زیاده خواهی و جاه طلبی خود کنند.
به احتمال اگر ضربات سختی بخورند و درست آنجا که فکر می کنند
دیگر راهی به پیش ندارند تسلیم شده و وطن فروشی و کثافت و پلیدی واقعی خود را که
تا مغز استخوان شان است، و این را در رابطه شان و واداده گی شان و سجده شان در
مقابل امپریالیسم روسیه و دولت مرتجع و غارتگر چین دیده ایم، بروز داده و تسلیم
خواهند شد.
اما آنکه مجبور است بار حماقت های این دارودسته های ثروت و
مکنت پرست و جاه طلب و ماجراجو را به دوش کشد توده های مردم و در راس شان کارگران
و کشاورزان و توده های مردمی هستند که ایران مال شان است و می خواهند مستقل و
دموکراتیک و آزاد و آباد باشد.
تهدید جنگ از جانب آمریکا و حکومتی کریه و متعفن بر سر توده
ها
با این لشکرکشی ترامپ
و این کش و قوس ها در مذاکرات و تسلط جناح مسلط در سپاه بر امور کشور، مشکل که
جنگی تازه در نگیرد. اگر قرار باشد آغاز شود به احتمال پس از انتخابات حملات
امریکا آغاز خواهد شد و ویرانی ها و مرگ های بیشتری را برای خلق ایران خواهد آورد.
و اکنون این سایه ی جنگ است که دوباره بر فراز کشور ما به
حرکت در آمده است و مردمی، زحمتکشانی که با گرانی وحشتناک قیمت دلار و کالاهای
ضروری خویش دست به گریبانند و به نسبت وضعیت در یکی از سخت ترین شرایط زندگی در صد
سال اخیر قرار گرفته اند مجبورند با آن روبرو شوند و مشقات و گرانباری آن را تحمل
کنند.
کارگران و کشاورزان و
طبقات میانی و تمامی آنهایی که دل شان بهر آزادی و دموکراسی و استقلال میهن شان به
جوش می آید، دو دشمن اصلی دارند: یکی در درون که حکومت ولایت فقیه و جانیان و
شیادان و غارتگرانی است که بر جان و مال توده ها مسلط گردیده اند و دیگری امپریالیسم(
در حال حاضر بیش از همه امپریالیسم آمریکا). هیچ کدام از این دشمنان از دست خلق
ایران سالم در نخواهند رفت.
عاقبت پیروزی از آن خلق است!
خلق ممکن است بارها و بارها شکست بخورد و قربانیان فراوان بدهد و آسیب های فراوان بر وی وارد شود و پیشرفت اش مسدود شود و بسیار عقب رود. این شکست ها و پس رفتن ها بیشتر در زمانی رخ می دهد که شرایط برای وی جور نباشد و یا به نفع وی رقم نخورد. اما شرایط عاقبت جور خواهد شد و رقم خواهد خورد. طبقه ی کارگر ایران خود را خواهد یافت و به سازمان و تشکیلات انقلابی ای که به آن نیاز دارد دست خواهد یافت و نیز اوضاع به نفع وی چرخش خواهد کرد. آنگاه کارگران و زحمتکشان و تمامی طبقات خلق ایران بساط یکه تازی این دشمنان را برخواهند چید و یک به یک جاروشان خواهند کرد.
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
11آبان ماه 1405