گفته ها حکایت از آن دارند که برخی از مفاد تفاهم نامه چنین اند:
باز کردن تنگه ی هرمز بدون گرفتن هیچ گونه عوارضی از جانب حکومت اسلامی و پایان محاصره ی دریایی ایران از سوی آمریکا؛
برقراری یک آتش بس 60 روزه؛
توقف درگیری در تمامی جبهه ها از جمله لبنان؛
آزاد کردن میلیارد ها دلار از دارایی های مسدود شده ایران( به گفته ی مسئولان ایران حدود 25 میلیارد دلار) و گویا قرار دادن آنها از جانب آمریکا در صندوقی برای بازسازی تاسیسات تخریب شده و البته پس از موافقت ایران با توافق نهایی هسته ای؛
تعهد حکومت ولایت فقیه به واگذاری ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود( گفته شده است که درباره ی چگونگی انجام این کار در دور بعدی مذاکرات که قرار است بین 30 تا 60 باشد بر سر برنامه ی هسته ای صحبت خواهد شد).
با ابن حال اگر ملاک خود را تا زمانی که مفاد توافقنامه منتشر شود، آنچه گفته شده است قرار دهیم به نظر می رسد که هر دو سوی جنگ عقب نشینی هایی از مواضع پیشین خود کرده اند و به احتمال زیاد یکی از دلایل نارضایتی در میان برخی از سران حزب جمهوری خواه که برخی از آنها توافق را « فاجعه بار» خوانده اند( ظاهرا دموکرات هایی مانند رابرت مالی و بن رودز موافق این توافقنامه هستند و آن را تایید می کنند و برعکس مخالف تداوم جنگ هستند) و نیز باندهایی در حکومت اسلامی که برخی از نکاتی را که ترامپ به عنوان تفاهم نامه گفته است رد کرده اند، می باشد.
اما آنچه که کمتر می توان در آن تردید روا داشت این است که ترامپ و طبقه ی حاکم آمریکا به بخش عمده ی آنچه خواسته رسیده است. یعنی توانسته تغییری در حکومت اسلامی صورت دهد و باندهای «میانه رو» و «مصلحت جو» را رو بیاورد و این احتمال نیز کم نیست که یکی از این افراد مصلحت جو خود مجتبی خامنه ای باشد.
احمد بخشایش اردستانی که نماینده ی مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس است می گوید:
«البته من احساس میکنم ایران و آمریکا یواشیواش به توافق دارند میرسند. مثلا صندوق مشترکی درست شود تا خسارت جنگ پرداخته شود یا مدیریت تنگۀ هرمز به چه صورت باشد. سپس یک دورۀ سیروزه را پشت سر میگذارند و بعد باید دید آنها چقدر از پولهای ما را آزاد میکنند. بعدش راجع به موضوع هستهای و غنیسازی هم مذاکره میشود.»( یورونیوز به نقل از سایت ایران امروز- یکشنبه سوم خرداد 1405)
امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل
ترامپ( و همراه اش نتانیاهو) جنگ را با امید دادن به توده های مبارز ایران آغاز کرد که به وسیله ی حکومت مرتجع در روزهای 18 و 19 دی ماه 1404 سلاخی شده و بیش از چهل هزار نفر از جوانان خود را قربانی داده بودند. ترامپ به آنها وعده داد که به یاری آنها خواهد آمد و وضع حکومت را به جایی خواهد رساند که آنان بتوانند حکومت را خود سرنگون کنند. با این حال سیر جنگ نشان داد که دولت امپریالیستی آمریکا دنبال اهداف ارتجاعی و ضد انقلابی خود است و نه تنها سرش برای توده های مردم ایران درد نمی کند بلکه خفه شدن انقلاب و از مسیر منحرف کردن آن اصلی ترین هدف شان است.
به هر رو، تا جایی که زدن سران حکومت و برخی تاسیسات نظامی در میان بود این امر که در خدمت اهداف ترامپ و نتانیاهو بود ظاهرا «کمک» به مردم ایران هم به شمار می رفت، اما از زمانی که حمله به بیمارستان و مدرسه و پل و کارخانه های فولاد و تاسیسات پتروشیمی و نفت و گاز و غیره به میان آمد برای آن بخش از توده ها که به حملات ترامپ امید بسته بودند، روشن شد که امیدشان بی دلیل بوده است و ترامپ دنبال تسلیم کردن حکومت به مقاصد خویش است.
اما جنگ برای مردم از یک سو جز کشته های فراوان و خرابی های به بار آمده ای که زندگی آنها را بدتر از آنچه هست می کند و نیز بستن اینترنت( و طبقاتی کردن آن)، گرانی دلار و کمیابی و گرانی کالاها (به ویژه داروها) و بیکاری چندین میلیون از کارگران که یا به دلیل تخریب کارخانه و کارگاه شغل خود را از دست دادند و یا به دلایلی همچون نبود مواد اولیه برای تولید( در نتیجه ی بمباران کارخانه های فولاد و پتروشیمی و ...) و یا بستن اینترنت بیکار شدند و بنابراین به سختی افتادن بسیاری از خانوارهای کارگری و دیگر شاغلین نتیجه ی دیگری نداشته است؛
و از سوی دیگر وضع جنگی به حکومت بهانه داده که برای سرکوب توده ها و خفه کردن انقلاب دست به بازداشت ها و زندان کردن ها و اعدام های روزانه و هفتگی و نیز قرق کردن خیابان ها از سوی هوچی های حزب اللهی و نیروهای محور مقاومتی بزند و زندگی را بر مردم بسیار تنگ تر از آنچه بود بکند.
ترامپ قرار بود که به توده هایی که به آنها وعده ی کمک داده بود، یاری کند حکومت ولایت فقیه را براندازند، اما برعکس به حکومت ولایت فقیه یاری کرد که انقلاب توده ها را بیشتر زیر تیغ خویش گیرد. به واقع ترامپ بهترین خدمت را به حکومت کرد. بخشی از سران آن را کشت اما به بقیه امکان بقای بیشتری داد.
همان اردستانی چنین می گوید:
«... وقایع ۱۸ و ۱۹ دی خیلی روی مردم تاثیر گذاشته بود ولی با حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران و حرفهای آمریکاییها که گفتند ما کردها را مسلح کردیم و اعضای موساد در اعتراضات دیماه در کنار معترضین بودند، فضا عوض شد. حالا باید به آینده نگاه کرد که رهبر جدید ایران چه مواضعی را در قبال جامعه اتخاذ میکند. مثلا الان در تایید صلاحیت نامزدهای شوراهای شهر و روستا، آسان گرفتهاند و این رویکرد مثبتی است.»( همان جا)
از سوی دیگر ترامپ برای کارگران و زحمتکشان آمریکا و نه تنها آمریکا بلکه اروپا و بیش از اینها کارگران و زحمتکشان کشورهای زیرسلطه و فقیر جز گرانی نفت و گاز و سوخت و کالاهای مصرفی هر روزه و طبعا افزایش مالیات ها چیز دیگری به بار نیاورده است. هزینه ی جنگ های امپریالیستی را باید کارگران و زحمتکشان و حقوق بگیران بپردازند و در این تردیدی نیست. از این رو ترامپ در داخل کشور نه تنها با مخالفت های فراوان از جانب مخالفین و رقبای خود در حزب جمهوریخواه و همچنین حزب رقیب دموکرات روبرو شد بلکه پایگاه خود را در میان کارگران و زحمتکشانی که به او امید بسته بودند که شرایط بهتری برای زیست آنها آماده کند تا حدودی از دست داد.
جز این ها می دانیم که بازی های جام جهانی فوتبال در پیش است و نیز انتخابات میاندوره ای در ماه نوامبر و این همه به ترامپ و دولت وی فشار وارد کرده و می کنند که جنگ را به شکلی به پایان رسانند.
فاشیست ها و ساواکی های سلطنت طلب و پادشاهی خواه
حال که صحبت بر سر امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل است بد نیست به وضع مزدوران شان یعنی پادشاهی خواهان و سلطنت طلبان توجه کنیم که امیدشان از ترامپ بریده شد زمانی که دیدند برنامه ی ترامپ سرنگونی حکومت و جایگزین کردن آنها نیست و یا حداقل در مرحله ی کنونی نیست. ایرادات اخیر آنها را در بلندگوهایشان به ترامپ و برجسته کردن نظرات مخالفین توافق در هیئت حاکمه آمریکا( مانند نظر سناتورجمهوریخواه راجر ویکر که گفته است «این تفاهم فاجعه است») باید در این سمت و سو تفسیر کرد.
یکی این که این ها عامل فشار به حکومت اسلامی هستند؛ حکومت ولایت فقیه می بیند که یک جایگزین برایش علم کرده اند و در صورت پافشاری به روی جاه طلبی ها و ماجراجویی های خود و اصرار به ادامه ی جنگ ممکن است اهداف امپریالیسم آمریکا تغییر کند و برنامه ی سرنگونی و جانشین کردن سلطنت طلبان را در دستور کار خود قرار دهد.
و دیگر، پاک کردن صحنه ی مبارزه از نیروهای انقلابی و مترقی و ملی خواه در خارج و خواه در داخل است.
پوشیدن لباس های مشکی به سبک فاشیست های ایتالیایی و یا با لباس سفید منقش به آرم ساواک، رژه رفتن در خیابان ها و هول و هراس ایجاد کردن جز اینها، اهداف دیگری را دنبال نمی کند. ضمن این که این مرتجعین باید خود را نظم و سازمان بیشتری دهند، عده ی بیشتری را جذب سازمان های خود در خارج و احتمالا داخل کنند و از یک سو توجه سران دولت های امپریالیستی آمریکا و اروپا به خود را همچون جایگزینی مناسب برای حکومت کنونی حفظ کنند و از سوی دیگر در صورت بروز جنبش ها و خیزش ها در ایران و تغییر نقشه های امپریالیستی سازماندهی و آماده گی لازم را داشته باشند.
هسته سخت قدرت و حکومت ولایت فقیه
حکومت اسلامی و به ویژه هسته ی سخت قدرت پس از ضربات کوبنده ای که در جنگ چهل روزه دریافت کرد و ولی فقیه و بسیاری از سران مهم و کلیدی خود را کشته شده دید آن شاکله و شیرازه ی به نسبت پایدار خود را که توانسته بود طی چند دهه ی اخیر حفظ کند از دست داد. این که این ها تلاش می کنند خود را به سامان و قوی و مستحکم و متحد نشان دهند ظاهر قضیه است و این ها آنی نیستند که پیش از این بودند. بستن تنگه ی هرمز و شلیک به پایگاه های آمریکا درکشورهای عربی منطقه و نیز تاسیسات این کشورها هر چند خساراتی وارد می کند اما نمی تواند جنگ را آنچنان که مد نظر آنان است یعنی با حفظ آنچه که تا کنون در پی آن بوده و یا داشته اند به پایان برساند.
ببینیم عضو کمسیون امنیت ملی مجلس چه می گوید!
« هر دورهای، سیاستهای خاص خودش را میطلبد. شرایط ایجاب میکند که رهبر جدید، میانهروانه عمل کند و تا حدی سیاست درهای باز را در پیش بگیرد. البته باید جنگ تمام شود؛ چون الان در شرایط جنگی، ایشان نظراتی دارد. مثلا میگوید راجع به بحث هستهای مذاکرهای نکنیم چونکه ما با هزینههایی که در این دو جنگ متحمل شدیم، فاکتور بحث هستهای را پرداختیم. یعنی قبل از جنگ به ترامپ میگفتیم ما حاضریم این امتیازات را به تو بدهیم ولی او جنگ را انتخاب کرد. بنابراین، الان امتیاز دادن به ترامپ معنا ندارد.»
توده های مردم زیر فشار اقتصادی و سیاسی شدیدتر از هر زمان دیگر- دانش آموزان شهر کرد و بیرجند و اعتراض علیه حضوری بودن امتحانات
بارسنگین این جنگ همچون تمامی جنگ ها به دوش توده های کارگر و کشاورز و زحمتکش است. این کارگران و شاغلین زحمتکش هستند که بیکار می شوند. کمبود کالاها و گرانی هولناک آنها پیش از هر طبقه و گروه دیگری روی سر کارگران و زحمتکشان آوار می شود. و در صورت اعتراض به وضع موجود این آنها هستند که باید بهایی سنگین بپردازند و شاهد بازداشت و شکنجه و زندانی شدن و اعدام فرزندان خود باشند.
این همه در شرایطی است که کشور آنها مورد تجاوز قرار گرفته و آنها به دلیل استبداد موجود، نمی توانند سهمی در دفاع از کشور خویش داشته باشند و از نتایج این دفاع برخوردار گردند.
کشور به دست مشتی اراذل و اوباش دزد و فاسد و جانی اداره می شود که جز به امیال جاه طلبانه و بقای حکومت کثیف و متعفن شان به چیز دیگری نمی اندیشند و جنگ را نیز بهانه ای برای سرکوب توده ها و مبارزات شان و اعدام های متوالی کرده اند.
به این ترتیب وضع به گونه ای است که توده های کارگر و کشاورز و زحمتکش هم با امپریالیسم آمریکا و دولت ارتجاعی اسرائیل همچون دشمن عمده ی کنونی شان روبرویند که به کشورشان تجاوز کرده و خانه و کاشانه و کارخانه و موسسات شان را ویران کرده اند و خواهان آن هستند که کشور را و منابع آن را تصرف کنند، و از سوی دیگر با حکومتی که نه تنها توان گردآوردن توده ها را برای جنگ ندارد بلکه برعکس از جنگ بیشترین استفاده را برای سرکوب آنها می کند.
با این همه، توده ها به مبارزات شان ادامه داده و خواهند داد. در همین دوران و با وجود حکومت نظامی و عربده کشی های شبانه حزب اللهی ها در خیابان ها، توده های کارگر و زحمتکش و بازنشسته به مرور و دوباره اعتراض های خود را از سر می گیرند و به خیابان ها باز می گردند. اکنون چند روز است که از اعتراضات دانش آموزان شهرکرد و بیرجند نسبت به حضوری بودن امتحانات خود می گذرد. اعتراضاتی که با سرکوب وحشیانه ی حکومت مواجه شد.
و اکنون که هنوز آتش بس دائمی برقرار نشده و جنگ به پایان نرسیده چنین است و بی تردید در صورتی که جنگ به پایان رسد اعتراض ها و مبارزات کارگران و کشاورزان و زحمتکشان و دانشجویان و زنان و خلق های ستمدیده و سرکوب شده دوباره و به احتمال شدیدتر از پیش از سر گرفته خواهد شد. کشتار هولناک 18 و 19 دی و کشتارهای پیشین هرگز فراموش نخواهد شد.
واقعیت این است که این حکومت نه میل و خواست و نه توان رسیده گی به وضع توده ها را دارد و نه خواهد داشت و به آنچه تا کنون انجام داده است ادامه خواهد داد. حتی اگر در نتیجه ی توافق با آمریکا میلیاردها دلار دارایی های مسدود شده به ایران برگردد بسیار مشکل است که حکومت کنونی برای تغییر وضع زندگی توده ها از آن استفاده کند. حتی اگر سیاست های حکومت تغییر کند و جهت «میانه روی» برگزیند بازهم به دلیل وجود جناح ها و باندهای فاسد و متعفن، این حکومت توان جمع کردن خود و ایجاد ثباتی موقتی در وضع معیشت و زندگی توده ها و نیز وضع سیاسی و فرهنگی را نخواهد داشت و همان حکومت استبداد دینی باقی خواهد ماند. همان دلایلی که جنبش ها و خیزش ها و شورش های پیشین را موجب شدند تداوم خواهند یافت و به جنبش ها و خیزش ها و شورش های تازه پا خواهند داد.
خلق گاه ضربه می خورد وعقب می نشیند اما چنانچه شرایطی که موجب خیزش وی شده بود تداوم یابد دوباره بر خواهد خاست و دوباره برای گرفتن حق خود یورش خواهد برد. ما گمان می کنیم که شکل یورش های آینده مانند گذشته نخواهد بود و درشکل های تازه ای و به ویژه به شکل مسلحانه بروز خواهد کرد. مبارزین انقلابی کمونیست باید خود آماده شوند و نیز برای چنین روزهایی خود را آماده کنند.
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
چهارم خرداد 1405