بخش هایی که در پی خواهد آمد با استفاده از نوشته های گروه و مقالات گذشته و به ویژه مقاله ی «طبقات و لایه ها و بخش ها و کانون های خیزش انقلابی
و جنگ ترکیبی بی حاصل خامنه ای علیه جنبش توده ها»(تیرماه 1402)
نگاشته شده و تا حدودی به روز شده ی آن مقاله ها است.
نیرو و زور خلق و تحمیل عقب نشینی به خامنه ای
سیاست خامنه ای و سران پاسدارش در قبال جنبش خلق عموما تهاجمی و ضرب و شتم و کشت و کشتار خیابانی و شکنجه و زندان طولانی و اعدام بوده است. کاربرد این سیاست تهاجمی البته و به این سبب که قدرت و نیروی حکومت در همین نیروهای سرکوب اش نهفته است، از موضع قدرت نیست بلکه از موضع ضعف و ناتوانی و بیچاره گی است. با این حال، آنها زمانی به موضع دفاعی و عقب نشینی درمی غلتند که نیرو و زور جنبش خلق بر آنها چربیده و مجبورشان کرده به عقب نشینی تن دهند. به عبارت دیگر عقب نشینی به آنها تحمیل شده است.
از سوی دیگر مبارزه ی توده ها و تقابل حکومت با آنها یک چشم انداز کلی دارد. این چشم انداز کلی و صحنه ی نبرد و چیده شدن نیروها و مقایسه ی آن با پیش از آن است که نشان می دهد که در مجموع کدام نیروی پیشروی و کدام نیرو عقب نشینی کرده است.
بر مبنای مورد بحث، دو حرکت جهش و تدریج مکمل یکدیگر گردیدند. جهش بزرگی در خیزش«زن، زندگی، آزادی» صورت گرفت و سپس در نتیجه تهاجم دشمن و نیز درجه ی نیرو و زور جنبش، این جهش در نقطه ی معینی متوقف گردید و پس از اندکی پس و پیش شدن جای خود را به حرکت تدریجی و افزایش کمی پیشروی در میدان نبرد داد. امری که به همراه پیشروی ها در زمینه های دیگر موجب افزایش نیروی برانداز خلق در مواجه با دشمن گردیده است. اکنون و در دومین سالگرد جنبش می توان گفت که سنگر آزادی پوشش در مناطقی و تا حدی به وسیله ی جنبش فتح شده است.
بخش هایی از توده ها از این نظر دولت صهیونیستی اسرائیل آگاه اند که می گوید سیاست اسرائیل این است که هر ضربه را با ده ضربه ی متقابل پاسخ دهد. سیاست خامنه ای و شرکا در قبال جنبش خلق( و نه در مورد نیروهای خارجی مثلا دولت اسرائیل) نیز کمابیش این گونه بوده است. یعنی تلاش کرده اند که اگر ضربه ای خوردند تا می توانند به جای آن ضربات متوالی بزنند تا جنبش توده ها را از تحرک بیندازند و آن را به عقب برانند. باید توجه داشت که حکومت از همان دهه ی شصت تلاش کرد تمامی کانون هایی را که موثر در رشد و تکامل انقلاب 57 شدند تخریب کند و مانع از برآمد انقلاب دیگری گردد.
جنبش توده ها نیز علیرغم میل حکومت طی ده سال اخیر پیشروی های بزرگی کرده است. توده ها از میل به اصلاح بیرون آمده و نبرد آشکار را پیش گرفته اند. از دی ماه 96 به این سو جنبش توده ها علیرغم قربانیان فراوانی که داده است و علیرغم یاس ها و ناامیدی ها و افسرده گی هایی که به وجود آمده و موجی از مهاجرت از ایران را ایجاد کرد، اما به پیش رفته است.
نگاهی به مبارزات و جنبش ها نشان از قاعده شدن استثناء ها در جنبش خلق است. جنبش دختران انقلاب با یک نفر آغاز شد و با افراد معدودی ادامه یافت و در مرحله ای معین پایان پذیرفت اما در جنبش مهسا آنچه استثناء بود به طرف قاعده شدن سیر کرد و پس از عقب نشینی نسبی این جنبش رو به قاعده شدن بیشتر پیدا کرد.
اما اگر خامنه ای لشکر اراذل اش را از خیابان به عقب کشد یعنی همان وضعی که پس از جنبش مهسا پیش آمد باز هم آزادی پوشش از این که اکنون هست گسترده تر خواهد شد و جنبش زنان پیشتر از آنی خواهد آمد که پیش از این یورش اخیر آمده بود.
یکی از مهم ترین درس های جنبش ژینا این بود که نمی باید در جایی نبرد کرد که دشمن دارای نیروی بسیار و تمرکز بسیار است. برعکس باید عرصه ی نبرد را به میدانی کشید که دشمن دارای نیروی کم و تمرکز بسیار کم است. بردن مبارزات خیابانی به محلات و نیز افتان و خیزان کردن و با جنگ و گریز پیش رفتن جنبش یک تاکتیک موثر بود. تاکتیکی که به دلیل نیروی کم دشمن و نیروی فراوان توده ها کماکان قابل پیگیری است.
اشتباهات را تکرار نکنیم!
یکی از اشتباهات این چنینی در سالروز قیام ژینا در سال 1402 روی داد. دشمن در تمامی مراکز حساس تهران و شهرستان ها نیرو ریخت و متمرکز شد و ما نیز می خواستیم الا و بلا همان جا گردهمایی و راهپیمایی به راه بیندازیم و این درست نبود.
هرمز دامان
بیست و یک شهریور 1403
No comments:
Post a Comment