Wednesday, December 31, 2025

گسترش و تداوم جنبش دموکراتیک به شهرهای بزرگ و کوچک

 

گسترش و تداوم جنبش دموکراتیک به شهرهای بزرگ و کوچک

حکومت ولایت فقیه در ضعف و شکاف و تردید 

با تصحیح برخی اشتباهات در 12 دی 1404

جنبش کنونی جزیی از فرایند انقلاب دموکراتیک ایران است
جنبش انقلابی - دموکراتیک کنونی که ادامه ی جنبش های دموکراتیک پیشین و بروز خاصی از فرایند طولانی انقلاب دموکراتیک نوین ایران است در روز گذشته ادامه یافت.
گسترش به شهرهای بزرگ و کوچک
این جنبش در گسترش خود به شهرهای بزرگ و کوچک سرایت کرد و توده های بسیاری از همه ی طبقات مردمی و نیز بخش های گوناگون جامعه درگیر آن شدند.
کسبه و بازاریان آغازگر بودند
اعتصاب کسبه و بازار آغازگر جنبشی بود که همه انتظار آن را می کشیدند و تنها منتظر بودند که نیرویی آن را آغاز کند.
شعارهایی خاص کسبه و بازاریان که جنبش را به حرکت در آورد:
«ببند، ببند»
«بازاری با غیرت، حمایت حمایت»
«بازاری می میرد، ذلت نمی پذیرد»
«مرگ بر دیکتاتور»
جنبش اما در حد بستن مغازه ها و اعتصاب کسبه و بازار محدود نماند.
نخست خود کسبه و بازاریان در راهپیمایی های خود از توده های مردم خواستند به آنها بپیوندند و سپس توده های مردم که منتظر آغاز مبارزه بودند به آنها پیوستند. این امر به سرعت به شکل گردهمایی ها و راهپیمایی های اعتراضی در آمد و گسترش یافت.
شعار «ما تماشاگر نمی خواهیم به ما ملحق شوید» خواست گسترش کمی معترضین و انبوه شدن شان را به میان کشید.  
شرکت توده های مردم از همه ی طبقات خلقی
در این راهپیمایی های اعتراضی توده های وابسته به طبقات و لایه های گوناگون شرکت کرده و می کنند. از کارگران و زحمتکشان گرفته تا لایه های میانی و مرفه جامعه.
 شعارهایی  همچون«گرونی تورم، شده بلای جان مردم» و «فقر فساد گرونی، می ریم تا سرنگونی» که در این گردهمایی ها و راهپیمایی ها داده شد به ویژه بیانگر خواست های کارگران و توده های زحمتکش و ستمدیده است.
دانشجویان
دانشجویان نخستین بخش جامعه بودند که به گونه ای مستقل به آن پیوستند و از آن پشتیبانی و نیز محرک بیشتر آن شدند. دانشجویان به گردهمایی و راهپیمایی در دانشگاه ها دست زدند و بی شک بسیاری از آنها جداگانه به جنبش دموکراتیک اعتراضی بیرون دانشگاه پیوستند.
آنها همان گونه که از ایشان انتظار می رفت با شعارهای جهت دهنده ی خویش از یک سو لبه ی تیز حمله را به روی حکومت ولایت فقیه، خامنه ای و سران سپاه و کلا هسته ی مرکزی قدرت گذاشتند و شعارهای«این همه سال جنایت مرگ بر این ولایت»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه ای» و «بسیجی سپاهی داعش ما شمایی» و... را سر دادند؛
و از سوی دیگر با انحرافاتی که نیروهای محدود سلطنت طلبان از یک سو و نیروهای امنیتی - اطلاعاتی از سوی دیگر تلاش می کردند در جنبش توده ای به وجود آورند به مبارزه برخاستند - و یا دقیق تر مبارزه ی پیشین خود را ادامه دادند - و با شعارهای مهمی چون«نه شاه می خوایم نه رهبر، مرگ بر ستمگر» آن را به پیش بردند.
دانشجویان حساس ترین لایه های جامعه هستند و نقش شان در انقلاب دموکراتیک جاری بسیار مهم است. «شعارهای دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» و « ما از تبار خونیم، تا آخرش می مونیم» ببانگر عزت و سربلندی دانشجویان و ایستاده گی آنها در مبارزه علیه استبداد دینی و مرتجعین آخوند و پاسدار حاکم و نیز هر گونه تلاشی از جانب امپریالیست های غربی و پادشاهی خواهان مرتجع برای بازگشت به نظام استبدادی سلطنتی پیشین است.
دختران و زنان
دختران و زنان این بار نه مستقیما در جنبش مستقل خود جنبش زنان و در گردهمایی ها و راهیپمایی هایی بر پایه ی خواست های این جنبش یعنی آزادی و برابری حقوق با مردان که دیر یا زود دوباره پیش خواهد آمد بلکه همچون عضوی از یک بخش اجتماعی جامعه یعنی زنان و نیز چون عضوی از طبقات و گروه های درگیر در مبارزه یعنی به عنوان کارگر و معلم و دانشجو و دانش آموز و کاسب و... اینجا و آنجا به گردهمایی ها و راهپیمایی ها پیوسته و گاه در نقش هادی و رهبر پیشاپیش دسته های راهپیمایی ها ظاهر شدند و بلندای همت، توانایی و دلاوری مثال زدنی خود را نشان دادند.
در فیلم های پخش شده، دختران و زنان آگاه به نقش خویش و شجاع و سازمانده را در جنبش می بینیم. دختران و زنان دیگر نمی خواهند چون گذشته بیرون از دُور مبارزه و حاشیه ای و صرفا کنار مردان باشند. آنها می خواهند نقش هادی و پیشرو و رهبر را اجرا کنند و شایسته ی چنین جایگاهی بلندی نیز هستند.
آنها در جنبش دموکراتیک و در انقلاب بزرگ دموکراتیک ایران در کنار پدران و همسران و برادران و همکاران مرد خود ظاهر خواهند شد و هم در پیوند با مردان و هم به گونه ای مستقل، نقش بزرگ و تاریخی خود را در پیشرفت انقلاب اجرا خواهند کرد و جز از راه جنبش مستقل خود از این راه نیز علیه هر گونه ارتجاع و برای آزادی و استقلال ایران و چون جزیی از این ها، به دست آوردن حقوق برابر با مردان خواهند جنگید.
 طبقه ی کارگر
 طبقه ی کارگر که در گیر اعتصابات خویش است، تا کنون به گونه ای مستقل گردهمایی و راهپیمایی معینی در پشتیبانی از جنبش اعتراضی - دموکراتیک جاری برگزار نکرده است، اما افراد این طبقه طبق معمول این گونه جنبش ها که آخرین آن خیزش «زن، زندگی، آزادی» بود در همین گردهمایی ها و راهپیمایی شرکت می کنند. طبقه ی کارگر با جنبش خود دیر یا زود به جنبش دموکراتیک عمومی خواهد پیوست. بدون طبقه ی کارگر و رهبری آن، انقلاب دموکراتیک ایران نمی تواند به پیروزی نهایی و جمهوری دموکراتیک نوین دست یابد.
خلق های زیرستم
جدا از طبقه ی کارگر، خلق های ستمدیده کرد و ترک و دیگر خلق ها تا کنون واکنشی مستقل در مورد این جنبش نشان نداده اند. امر غریبی نیست و دلایل گوناگونی دارد که یکی از آنها اساسا ناهمزمانی اعتراضات و دو دیگر پراکنده گی جنبش ها در ایران است. این تنها می تواند با یک رهبری هماهنگ سراسری، جبهه ی متحد انقلابی از نیروهای خلق که هر طبقه و هر بخش و هر خلق در آن نماینده ی سیاسی خویش را داشته باشد حل گردد.
وضع کلی حکومت خامنه ای و نیروهای سپاه و بسیج و ارتش
 ضعف و شکاف و تردید
چنانکه پیش از این نوشته ایم خامنه ای و سران پاسدار در یکی از ضعیف ترین وضعیت های خود طی دو دهه ی گذشته به سر می برند. خیزش ژینا نه تنها آنها را به عقب راند و سنگرهای مهمی را از چنگ شان در آورد، بلکه تضادهای درونی آنها را نیز شدتی کم سابقه بخشید. جنگ دوازده روزه و ضرباتی که در آن به فرماندهان سپاه و نیروهایش وارد شد، این تضادها را بحرانی تر و وارد مراحل تازه ای کرد چندان که خامنه ای و هسته ی سخت قدرت در یکی از بدترین موقعیت های خود قرار گرفتند.
جدا از این مشکل که اکنون سپاه پاسداران همانی باشد که هنگام شورش آبان بود و یا هنگام جنبش «زن، زندگی، آزادی». نیروهای سپاه و بسیج طی پنج سال اخیر از نظر ذهنی و احساسی تغییراتی زیادی کرده اند. بی شک با درگیر کردن آنها با توده ها و درخواست برای شلیک به توده ها، بخش هایی کوچک و بزرگ از آنها جدا خواهد شد و در عین حال بخش هایی نیز هارتر و خونخوارتر خواهند گشت. بخش های که جدا می شوند یا در مقابل حکومت ایستاده و به مردم خواهند پیوست و یا منفعل خواهند شد. این وضع می تواند شرایط را برای پیشبرد مبارزه ی توده های مردم بهتر و پیشروی های آنان را مقابل دشمنان انقلاب بیشتر سازد.
سیاست حکومت در مقابله با جنبش
 تعطیلی های نابهنگام
در حال حاضر سیاست چند گانه ای از سوی دارو دسته حاکم دنبال می شود. اعلام تعطیلی بسیاری از استان های کشور( 22 تا 27 استان) به بهانه هایی مانند «برودت هوا» عملا برای چهار روز به  و نیز تعطیلی بخشی از دانشگاه ها به همین بهانه ی« برودت هوا و ناترازی انرژی» و برگزاری کلاس ها به شکل غیر حضوری، یکی از سیاست های مقابله با جنبش گسترش یابنده ی کنونی است. هدف این است که تداوم جنبش شکسته شود شاید فرجی گردد و جنبش ادامه نیابد و نیز حکومت که قطعا فکر این اعتراضات را می کرد و برای آن آماده بود، آماده تر گردد.
پرهیز نسبی از درگیری های شدید در شهرهای بزرگ و سرکوب شدید در شهرهای کوچک
سیاست دیگر خامنه ای و سران سپاه، حداقل در این چند روز، سیاست «پرهیز نسبی» از درگیری با توده ها در شهرهای بزرگ به ویژه تهران و «سرکوب شدید» جنبش توده ها در شهرها و شهرستان های کوچکی است که امکان دارد حواشی شدید و هزینه های سنگینی برای حکومت به همراه نداشته باشد و نه تنها به شدت جنبش نیفزاید بلکه آن را به عقب براند.
 فسا یکی از نمونه های بارز این امر است که در آن نیروهای سرکوب به توده ها شلیک کردند و در مقابل هم توده های مردم به فرمانداری حمله کردند. این سیاست در جنبش«زن، زندگی، آزادی» کشتار توده های بلوچ در جمعه ی سیاه 1401 دنبال شد. کشتاری که حکومت فکر می کرد برایش کمترین هزینه را دارد اما خیزش تاریخی مردم بلوچ را موجب گشت. خیزشی که یک سال به درازا کشید.
در صورت تداوم مبارزات، سیاست های حکومت پس از کشاکش های درونی و اگر بشود حل و فصل های درونی، به احتمال وضع مشخص تری پیدا خواهد کرد.
پزشکیان
پزشکیان گفته است که خواست های معترضان را شنیده و خواهان گفتگوی وزیرش با معترضین شده است!
 پزشکیان ضد انقلابی همچون نماینده ی اصلاح طلبان حکومتی یعنی کسانی که با خامنه ای و سران سپاه کنار آمدند و مطیع و مجری اوامر آنان شدند، اینک بیش از پیش در میان توده ها منفور شده است. او حداقل تا کنون یک دروغگوی تمام عیار بوده است و به همراه گروه اش - امثال همین همتی که رئیس بانک مرکزی شد - نقش کثیفی را در سیاست کنونی خامنه ای و سران سپاه ( اجرای سیاست های نئولیبرالیستی آزاد سازی قیمت ها) بازی می کند. او حاضر نیست استعفا دهد. او می خواهد همچون لایه ای میان توده های مردم و خامنه ای و سران سپاه یعنی هسته ی مرکزی قدرت قرار گیرد و مانع از پیشروی انقلاب گردد. توده های مردم دیر یا زود وی را مجبور می کنند که بساط دولت اش را جمع کند.
گسترش و تداوم جنبش
 جنبش وابستگی به تعطیلی ندارد. در بهترین حالت برای حکومت و بدترین حالت برای جنبش توده ها تعطیلی می تواند موقتا سرعت گسترش و نیز عمق یابی آن را کند گرداند اما نمی تواند آن را متوقف کند و به پس براند. جنبش هم در عرض و هم در عمق گسترش خواهد یافت. هم اکنون مردم جنبش شبانه را به پا کرده اند و آن را ادامه خواهند داد.
نیاز شرایط کنونی
بیش از هر جیز نیاز است که اعتصاب ها عمومی و سراسری گردند. در اعتصاب ها باید خواست ها به خواست های اقتصادی محدود نشود و به خواست های سیاسی تکامل یابد. این امر باید به وسیله ی همه ی طبقات و به ویژه طبقه ی کارگر صورت گیرد که اکنون هم بخش هایی از آن درگیر اعتصابات صنفی و اقتصادی است. نیاز است که جنبش گامی بزرگ به پیش بردارد و برای چنین گامی یکی از نیازها این است که کارگران رشته ها و کارخانه ها و کارگاه های بزرگ اعتصابات صنفی و اقتصادی را به اعتصابات سیاسی تبدیل کنند.
 توده های مبارز سرسخت - قهر انقلابی  در راه است        
وضع این چند روزه ی مبارزات نشان می دهد که توده ها، توده های سه سال پیش نیستند. خشم و کینه آنها از حکومت شدیدتر و خروش آنها بلندتر و روحیه ی آنها جسورتر شده است. آنها دلیرتر و آبدیده تر از پیش گردیده اند و در مورد خواست شان مبنی بر تغییر حکومت سرسخت تر و پایدارتر شده اند. بسیاری از مبارزین انقلاب به ضرورت به کار گرفتن سلاح و دست زدن به مبارزه ی نظامی برای مقابله و سرنگونی حکومت پی برده اند و از آن سخن می رانند و دیر یا زود هم آن را عملی خواهند کرد. سیاست های حکومت تنها می تواند آن را کند گرداند و یا سرعت بخشد. پیشروان توده های زحمتکش روز به روز بیشتر پی می برند که سرنگونی حکومت و برقراری یک حکومت انقلابی دموکراتیک از آن خودشان از یک نبرد و از یک جنگ بزرگ داخلی می گذرد. 

مرگ بر خامنه ای

مرگ بر حکومت ولایت فقیه

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

10 دی 1404

 

 

 

  

 

 

سال نو میلادی

 

سال نو میلادی بر همه ی کارگران و دهقانان و زحمتکشان و ستمدیده گان جهان مبارک باد


 امید که سال 2026 سالی پرجوش و خروش و پربار برای جنبش کارگران و زحمتکشان و مبارزات شان علیه ارتجاع و امپریالیسم باشد


همراه با پیشرفت جنبش های انقلابی و کمونیستی در همه ی جهان برای ساختن جهانی نو

 

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

31 دسامبر 2025

Tuesday, December 30, 2025

امپریالیست های سلطه گر و مزدوران شان ارتجاع سلطنت طلب

  

در گذشته ما به گونه ای مداوم در مورد مساله ی دخالت امپریالیست ها در امور ایران صحبت کرده ایم. به دفعات تکرار کرده ایم که امپریالیسم آمریکا و شرکایش امپریالیست های اروپای غربی به هیچ وجه تن به یک تغییر رادیکال در ایران و برقراری حکومتی منطبق با خواست خلق ایران نمی دهند و تا جایی که بتوانند مانع می شوند. نخست از حکومت ولایت فقیه و آخوندها و پاسداران تا جایی که ممکن است پشتیبانی آشکار و پنهان می کنند و اگر نتوانستند این حکومت را نگه دارند جایگزین شان سلطنت طلبان را علم می کنند.
یکی از نکات اساسی دیدگاه ما این بود که در صورتی که مبارزه ی طبقاتی کار را به جنبش و انقلاب بکشاند، امپریالیست ها به احتمال دخالت خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که یک حکومت دموکراتیک مردمی برقرار شود. آنها تلاش خواهند که نیروهای مزدوری را که در آب نمک خوابانده اند و از آنها به تناوب و به شکل های گوناگون و بسته به شرایط روابط شان با جمهوری اسلامی استفاده کرده و می کنند برای جایگزین کردن حکومت کنونی با آنها یعنی یک حکومت سلطنتی مورد استفاده قرار دهند. اکنون شرایط بیش از پیش برای چنین برنامه ای آماده شده است.
سیاست هایی که سلطنت طلبان پیش می برند
سلطنت طلبان حال سیاست های امپریالیست ها را به پیش می برند. تغییرات آنها در چند سال اخیر سرعت بسیار گرفته، فاشیستی ترین و کثیف ترین لایه های آنها رو آمده و اینان مترسکی مانند رضا پهلوی را بیش از پیش علم کرده و به همراه امپریالیست ها یک سلسله سیاست ها برای جا انداختن وی به کار می برند.
مهم ترین این سیاست ها تا کنون این ها بوده است:
یک- جایگاه وی را با فاصله ی زیاد نسبت به بقیه تنطیم می کنند گونه ای که بقیه باید بنده ی وی باشند و تکریم اش کنند.
دو- همچون موجودات هار به کثیف ترین شیوه های فاشیستی دست می زنند تا گردهمایی ها و راهپیمایی ها را از هم بپاشند و یا زیر کنترل خود در آورند.
سه - در یک سلسله تلویزیون های ماهواره ای به شکلی روزمره و مداوم تبلیغ و ترویج مسموم خود را پیش می برند. این تلویزیون ها انترناشنال، من و تو، رادیو فردا، صدای آمریکا و بی بی سی هستند.
چهار - در گردهمایی های داخل گروه های کوچک ده بیست نفری به راه انداخته و وظیفه ی اساسی آنها را دادن شعارهایی به نفع سلطنت طلبان تعیین کرده اند. شعارهای مهم آنها تا کنون عبارت بوده است از «رضا شاه روحت شاد»، «رضا، رضا پهلوی»، «جاوید شاه»، «مرگ بر سه مفسد، ملا چپی، مجاهد» و «این آخرین نبرده، پهلوی بر می گرده».
پنج - تلاش می کنند همبستگی موجود در مبارزات را از هم بپاشند و تفرقه بیندازند و تخریب کنند.
شش - هر چهره ی سیاسی، فرهنگی، هنری، ورزشی و ...را که با آنها نباشد به شکل های گوناگون و از جمله بدترین دشنام ها تخریب می کنند.
هفت - بسیاری از فیلم های مربوط به گردهمایی و راهپیمایی های پیشین را صدا گذاری کرده و شعارهای مورد نظرشان را سر می دهند.
هشت - تمامی سایت های فارسی متعلق به امپریالیست های اروپای غربی تلاش می کنند با یک سیاست منظم سلطنت طلبان را به این عنوان که مردم ایران آنها را می خواهند جا بیندازند.
نیروهای داخلی امپریالیست های غربی و سلطنت طلبان
یک- نیروهای پنهان در ارتش و سپاه
تجربه جنگ دوازده روزه نشان داد که امپریالیست ها نفوذی های بسیاری در میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی( سپاه و ارتش)جمهوری اسلامی دارند. بدون این نیروها این امکان که بتوانند چنین آنها را لت و پار کنند وجود نداشت.
بروز این نیروها و کمکی که به دولت صهیونیستی اسرائیل کردند به ما این را نشان را می دهد که آنها نیروهایی بیشتر از آنچه به نظر می رسد دارند. یعنی یک لایه ی قوی در میان طبقه ی حاکم بوروکرات - کمپرادور که اساسا طرفدار امپریالیست های غربی است، در مقابل لایه ای که طرفدار امپریالیسم روسیه می باشد( جناح اخیر ظاهرا جناح مسلط است).
دو - لایه های از طبقات میانی و مرفه
 سلطنت طلبان در میان لایه هایی نازک از طبقات خلقی نفوذ دارند. این ها بیشتر قشرهای مرفه و میانی خرده بورژوازی هستند. کسانی که در زمان سلطنت سابق برای یکی دو دهه و به ویژه اواخر دهه ی چهل و اوائل دهه ی پنجاه وضع با ثبات و رو به رشدی داشتند و از زندگی خود تا مقاطعی پیش از انقلاب 57 راضی بودند.
در کنار این ها بخش هایی از جوانان دختر و پسر وابسته به همین لایه ها و نیز بخشا وابسته به لایه های زیرین قرار دارند. بسیاری از اینها از آنچه حکومت ولایت فقیه به سر زندگی و آینده شان آورده خشمناک اند. همچنین آزادی های اجتماعی که حدودی از آنها طی دهه های اخیر و ذره ذره و با قربانیان بسیار به دست آمده مساله ی آنان است. بیشترین نقدها را همین گروه ها به پدران و مادران خویش می کنند که چرا انقلاب کردند و چرا چنین سرنوشتی برایشان رقم زدند.
این امکان که بخش هایی از اینان به سلطنت طلبان پیوسته باشند و در گروه های ده بیست نفره ای که در حال حاضر در راهپیمایی ها شعار به نفع آنها می دهند سازمان یافته باشند بسیار زیاد است.
سه - مذهبی های بریده از حکومت ولایت فقیه
دسته ی سوم بخشی از حزب اللهی های پیشین اند. همچنان که بخش هایی از آنها به خارج رفتند و به نیت ایجاد حاشیه ی امنیت و مزد و جاه و مقام و...( آخر بسی از اینان عقل خود را فراتر از دیگر بنده گان خدایشان می دانند!و پیوستن به گروه ملی و دموکراتیک را دون شآن و جایگاه خود می دانند!) مزدور امپریالیست ها شدند و در رکاب سلطنت طلبان در آمدند، در داخل نیز بخش هایی از آنها آشکار و پنهان چنین رویه ای را دنبال کرده و می کنند.
جایگاه طبقاتی این دسته ی اخیر تقریبا همان جایگاه طبقاتی گروه هایی است که در بالا نام بردیم و اگر از کسانی که موقعیتی اقتصادی و یا سیاسی و فرهنگی و یا نظامی و اطلاعاتی در حکومت کنونی داشتند و به سلطنت طلبان پیوستند بگذریم در این خصوص تفاوت اساسی بین بدنه ی این گروه و بدنه ی گروه پیشین وجود ندارد.
اما این نیروها چرا به دنبال سلطنت طلبان افتادند؟
نخست این که در حال حاضر نیروی سیاسی ای در میان طبقات خلقی وجود ندارد که خود را همچون جایگزین حکومت ولایت فقیه بنمایاند. این ها تا حدودی همراه اصلاح طلبان شدند اما با شکست اصلاح طلبان و نیز پیوستن لایه هایی از آنها به خامنه ای از آنها ناامید گردیدند.
از سوی دیگر گروه های چپ و دموکرات و ملی نه بُرد ایدئولوژیک - فرهنگی آنچنانی در میان توده ها دارند و نه از حزب و سازمان قوی و منضبط و دارای نیرو و صاحب نفوذ در توده ها برخوردارند و نه بنابراین نیروی عملی ای در مبارزه ی طبقاتی جاری هستند. این نیروها پس از سال های 60 به وسیله ی دارودسته ی حاکم ضربات سنگین خوردند و یا از هم پاشیدند و یا به تبعید رانده شدند. البته یک لایه از مبارزین چپ و دمکرات و ملی پراکنده موجود است اما این ها نیز بیشتر در زندان اند.
نداشتن جاذبه برای نیروهای مذهبی بیشتر از این وضع آب می خورد. در مقابل سلطنت طلبان گرچه خودشان عددی نیستند اما از پشتیبانی امپریالیست های غربی برخورداند و این می توان نقطه ی اتکایی مهم برای گرویدن نیروهای مذهبی پیشین به آنها باشد.
در درجه ی دوم بخش هایی از این نیروها در جمهوری اسلامی یا صاحب موقعیت و جایگاهی بودند و یا به آنچه حکام می گفتند باور داشته و از صمیم قلب به آن خدمت می کردند. اما به مرور و با دیدن تضادهای فاحش بین آنچه به زبان آورده می شود و آنچه عمل می شود و سالوسی و ریاکاری حکام از حکومت کنده شده و به جبهه مخالف آن یعنی سلطنت طلبان گرویدند.
 یکی از دلایل این امر می توان «لج کردن» با حکومت کنونی و خامنه ای باشد و نه باوری عمیق به سلطنت طلبان و حتی قدرت امپریالیست ها.
دلیل دیگر شاید این باشد( و در این جا به تخیل مان کمی میدان می دهیم) که اینها چون گمان می کردند- و البته به نادرست - نقش مهمی در سرنگونی شاه و سلطنت داشتند پس حق است که اکنون جمهوری اسلامی چنین از آب در آمده «احساس گناه» کنند و برای جبران آنچه در حق سلطنت کردند اینک با پیوستن به سلطنت طلبان و ستایش کردن آنها و تلاش برای روی کار آوردن آنها این گناه خویش را بشویند!
 و بالاخره بخشی از اینان نمی توانند بدون شاه یا مرجع تقلید( امام و غیره) زندگی کنند. جمهوری برای اینان جاذبه ای ندارد. حکومت مردم یعنی چه؟ اینها یا باید به یک روحانی اقتدا کنند( امام یا ولی فقیه) و یا به یک سلطان و شاه. در شیعه دوازده امامی بیش از دیگر مذاهب از جمله سنی ها این امر مهم است.
 به طور کلی گروه های محدودی که سنگ سلطنت طلبان را به سینه می زنند و تبلیغ آنها را می کنند ناآگاهانه خواهان زیرسلطه ی امپریالیسم ماندن خلق ایران هستند. افرادی مانند فاطمه سپهری با تبلیغ به نفع رضا پهلوی و سلطنت طلبان جز این که آب به آسیاب امپریالیست ها بریزند کاری نمی کنند. آن گروه از جوانان که فکر می کنند زمان شاه حکومت گل و بلبل بود باید با دقت به کشورهایی بنگرند که اکنون زیر سلطه ی امپریالیست ها و مرتجعین مزدور به سر می برند؛ از جمله همین ترکیه ( نگاه کنیم به جنبش هایی که در این کشور علیه حکومت برپا می شود و به شدیدترین شکل سرکوب می شود) مصر، اردن و همچنین کشورهایی که امپریالیست ها به آنها حمله ی نظامی کردند یعنی افغانستان، عراق، لیبی و سوریه.
 امپریالیست ها ایران را کشوری زیرسلطه ی خود می خواهند و نه مستقل و صاحب حکومتی از آن خلق ایران.
دو راه امپریالیست ها برای سرنگونی
یک - کودتا
پرسشی که به میان می آید که آیا امپریالیست ها می توانند به اتکا نیروهایی که بر شمردیم دست به کودتا بزنند؟
به ظاهر نیروهای سپاه در همه جا هستند؛ در ارتش و در سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و گویا همه چیز را کنترل می کنند. اما اگر به راستی این ها مسلط بر همه چیز بودند و همه چیز را کنترل می کردند چگونه در مقابل تهاجم اسرائیل چنین تلفات وحشتتاکی دادند؟
و این را در پاسخ به این دیدگاه که نیروهای اطلاعاتی و نظامی روسیه و چین همواره به سپاه پاسداران کمک می کنند و آنها را در جریان اوضاع می گذارند نیز می توان گفت.
مقایسه این دو یعنی این که خودشان را به گونه ای نشان می دهند که انگار تسلطی مطلق بر اوضاع ارتش و سپاه و نیروهای اطلاعاتی دارند و چنین گپ بزرگی، ما را به این دیدگاه می رساند که نیروهای وابسته به امپریالیست های غربی در میان سران و کادرهای سپاه و ارتش و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نه تنها کم نیستند بلکه این امکان که توانایی کودتا داشته باشند نیز کم نیست.
بوی کودتا در همان حمله ی دوازده روزه نیز می آمد و برخی علائم آن نیز خود را نشان داد.
مقایسه بین کودتای بیست و هشت مرداد و کودتای احتمالی
تفاوت اساسی بین کودتای 28 مرداد و کودتای احتمالی در این است که در آنجا ارتش دست نخورده مانده و مصدق می پنداشت که سران آن در خدمت دولت وی هستند. او از این که دولت اش تانک دارد اما توده ای ها تانک ندارند صحبت می کرد و نظرات کسانی را که می گفتند توده ای ها شورش می کنند به سُخره می گرفت و می گفت آنها نمی توانند علیه دولت او کاری کنند چون تانک ندارند.
اما این تانک ها نخست برای مقابله با خودش و سپس توده ای ها به کار افتاد. ارتش کودتا کرد و مصدق را سرنگون کرد.
اکنون ما با سران ارتشی مانند سپهبد زاهدی که روشن باشد وابسته به امپریالیسم هستند روبرو نیستیم. در حال با سران و کادرهای پنهانی روبروییم که در خفا امور خود را پیش می برند. پس از چهل و اندی سال رابطه ی دور و نزدیک حکومت ولایت فقیه با امپریالیست ها، به طور مطلق امکان ندارد که امپریالیست نتوانسته باشند یک هسته ی نظامی قوی برای کودتا ترتیب داده باشند. مساله تنها بر سر نیروی این هسته برای مقابله با نیروهای پاسدار و ارتشی های طرفدار روسیه و آنها که مرتجع اند اما به هیچ  امپریالیستی وابسته گی ندارند است و این ممکن است نیاز به حمله ی نظامی را به وجود آورد.
دو- حمله ی نظامی
 راه دوم جز کودتا، اگر نیروهای کافی برای اجرای آن وجود نداشته باشد و یا لو رود و ...، همین حمله ی نظامی است.
این برای امپریالیست بسیار گران تمام خواهد شد؛ نخست از این رو که بخش هایی از نیروهای ارتش و سپاه و بسیج را که به حکومت وفادارند علیه خود برخواهند انگیخت و اینکه این نیروها ممکن است برای مدت ها به تقابل نظامی با امپریالیست ها برخیزند و در کنار آن هم پیوستن نیروهایی مذهبی از برخی از کشورهای منطقه به آنها کم نیست.
و دوم و مهم تر خشم و نفرت خلق ایران را که تاریخا از تهاجم نیروی خارجی به کشور دل خوشی ندارند و همواره علیه آن بوده اند، بر خواهند انگیخت.
 با این حال امپریالیست ها در صورتی که راه چاره ای مقابل خود نبینند - و این بیش از هر چیز به شرایط رشد جنبش و درجه ی اتحاد و سیاست های آن بستگی دارد - به آن دست خواهند زند.
آیا امپریالیست ها موفق می شوند؟     
به نظر می رسد که این دیدگاه که سلطنت طلبان می کوشند گردهمایی ها و راهپیمایی ها را به زیر تسلط خود در آورند چندان درست نباشد. آنها نه توان معنوی( ایدئولوژیکی - فرهنگی و سیاسی) این کار را دارند و نه نیروی مورد نیاز برای آن را. آنها در میان طبقه ی کارگر و کشاورزان و خلق های ستمدیده( که ستم و رنجی که از حکومت پهلوی کشیدند و کشتارهای این حکومت در آذربایجان و کردستان فراموش شان نشده) و جنبش زنان( آن هم با این شعار «مرد، میهن، آبادی شان»! که سلطنت طلبان سر داده اند و این فحاشی ها و پرده دریدن های کراهت بار) و دانشجویان( که یکی از شعارهای مهم شان «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» است) نفوذ چندان و موثری ندارند. پس هدف شان از این اقدامات چیست؟
به نظر می رسد هدف دوگانه را دنبال می کنند:
یکم این که خود را طرح کنند در هر حدی که می توانند و سپس آن را از طریق شبکه های اجتماعی و تلویزیون ها و غیره بزرگنمایی کرده و وانمود سازند که مردم خواهان بازگشت سلطنت هستند.
و دوم و این مهم تر است، یک زمینه برای امپریالیست ها که در شبکه های اجتماعی و وسائل ارتباط جمعی خود همین گروه های کوچک را بزرگنمایی می کنند فراهم سازند تا بگویند مردم ایران خواهان نظام سلطنتی هستند و به این ترتیب برنامه ی کودتا و یا تهاجم نظامی امپریالیستی به ایران را پیش ببرند.
با این حال نکته ی مهم و اساسی این است که حتی در صورتی که نقشه ی امپریالیست اجرا شود و حال با کودتا و یا تجاوز نظامی و یا دیگر شیوه ها حکومت مورد نظر خود را بر سر کار آورند این حکومت دیری نخواهد پایید. شرایط تاریخی کنونی ایران، وضع منطقه و امپریالیست ها شرایط گذشته نیست.
آنچه تمامی طبقات خلقی ایران می خواهند با آنچه آنها می توانند به آن بدهند فاصله ی زیادی خواهد داشت و همین تضاد خلق ایران را با آن شدت داده و حکومت آن ها را بی دوام خواهد کرد.
و اما در صورتی که جنبش کنونی گسترده شود و طبقه کارگر و دیگر طبقات زحمتکش را در بر گیرد و  دوره ی زمانی ای از 6 ماه تا یک سال و یا بیشتر را بگذراند، زمانی که حکومت بیشتر تضعیف گردد و امکان شکل گیری گروه های سیاسی واقعا فراهم گردد، سلطنت طلبان نفوذ بسیار ضعیف کنونی خود را نیز از دست خواهند داد و کاملا مطرود خواهند شد.

هرمز دامان

نیمه ی نخست دی ماه 1404

 


گسترش عمومی اعتصاب کسبه و بازاریان در روز سوم

 

اعتصاب کسبه و بازاریان تهران برای سومین روز پیاپی ادامه یافت و از یک سو مناطق بیشتری در تهران را در بر گرفت و از سوی دیگر به مراکز استان ها گسترش یافت.

در تهران کسبه و بازاریان پاساژ علاالدین، پاساژ چهارسو، میدان شوش، میدان فردوسی و...آغازگر اعتصاب بودند و سپس این اعتصاب بازار بزرگ تهران، چراغ برق و بازار آهن، حسن آباد و امین حضور، سعدی و  خیابان امیر کبیر، لاله زار و پل حافظ و ناصر خسرو و...را در بر گرفت.

در عین حال اعتصاب به ملارد و کرج و همدان و قشم و زاهدان و سپس شهرهایی مانند کرمانشاه و شیراز و اصفهان و مشهد و اهواز و یزد گسترش یافت.

آنچه در طی سه روز گذشته رخ داد نشان از این دارد که اعتصابات کسبه و بازاریان گسترش بیشتری یافته و بسیاری از شهرها و مناطق را در بر خواهد گرفت.

اعتصابات از همان آغاز با گردهمایی ها و راهپیمایی اعتراضی تداوم یافت. این گردهمایی ها و راهپیمایی ها در تمامی مناطقی که اعتصاب شده است صورت گرفته است.

شعارهای کسبه و بازاریان و توده های معترض

شعارهایی که تا کنون در اعتراضات خیابانی به وسیله ی کسبه و بازاریان و مردمی که به اعتراضات و گردهمایی های آنها پیوسته اند سر داده شده است این ها هستند:

ببندید، ببندید

بازاری می میرد، ذلت نمی پذیرد

بازاری با غیرت، حمایت حمایت

مرگ بر دیکتاتور

مرگ بر جمهوری اسلامی

مرگ بر خامنه ای

ما تماشاگر نمی خواهیم مردم به ما ملحق شوید

گرونی تورم، شده بلای جان مردم

فقر فساد گرونی، می ریم تا سرنگونی

پزشکیان حیا کن، مملکت و رها کن

نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران

و در هنگام حملات نیروهای سرکوب

بی شرف بی شرف

نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم

 و یا خطاب به نیروهای سرکوب

بترسید بترسید ما همه با هم هستیم

دانشجویان

اعتصاب تنها به کسبه و بازاریان محدود نشده بلکه به بخش های دیگر جامعه و در حال حاضر دانشجویان گسترش یافته است.

دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی از نخستین دانشجوهایی بودند که به راهپیمایی و شعار دادن دست زدند. پس از بسته شدن درهای دانشگاه به وسیله ی نیروهای سرکوب و لباس شخصی دانشجویان از توده ها خواستند برای پیشگیری از سرکوب و یاری به دانشجویان به اطراف دانشگاه بیایند.

شعارهای دانشجویان

فقر و فساد و بیداد، مرگ بر این استبداد

این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت

 زن، زندگی، آزادی

 آزادی، آزادی، آزادی

 دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد

 دانشجو دانشجو صدای مردمت باش

 فقر و فساد و بیداد، مرگ بر این استبداد

 هر کسی بی طرفه، مسلما بی شرفه

نه پهلوی نه رهبر، آزادی و برابری

ما از تبار خونیم تا آخرش می مونیم

به این ترتیب اعتصاب هم درون بخشی از طبقه ی میانی و مرفه( کسبه و بازاریان صاحب سرمایه های کوچک و متوسط) گسترش یافت و هم به بخش های دیگر جامعه و در حال حاضر دانشجویان سرایت پیدا کرد.

گویی بخش هایی و در کل توده ها منتظر بودند که کسی شعله ی آتش را روشن کند

پشتیانی اتحادیه کامیونداران و راننده گان کامیون از اعتراض کسبه و بازاریان

اتحادیه کامیونداران و راننده گان کامیون با دادن بیانیه ای با نام «در حمایت از بازار و معیشت مردم» از بازاریان و کسبه پشتیبانی کردند.

 در بیانیه ضمن اشاره نگرانی از شرایط نابسامان اقتصادی، فشار فزاینده به بازار و وضعیت بحرانی معیشت رانندگان چنین آمده است:

« امروز بازار، کسبه، تولیدکنندگان و رانندگان، همگی قربانی تصمیمات نادرست، افزایش بی ضابطه ی هزینه ها، عوارض سنگین، گرانی سوخت و کمسیون های ناعادلانه و انواع فشارها هستند.

در پایان بیانیه با اشاره به« پیوستگی میان حمل و نقل و بازار» و زمینگیر شدن حمل و نقل در نتیجه ی اعتصاب بازاریان اعلام کرده که از بازار و بازاریان حمایت می کند.

حکومت : سرکوب - وعده

واکنش هسته ی مرکزی قدرت طبق معمول منسوب کردن اعتصابات و راهپیمایی ها به قدرت های بیگانه، گسیل نیروهای سرکوب و سرکوب اعتصاب کننده گان و معترضین، قطع تداوم مبارزات خیابانی با تعطیل کردن روز چهارشنبه مدارس و دانشگاه های بیشتر مناطق به بهانه های «آلودگی هوا»، «سرما» و مساله به «هدر رفتن انرژی» بوده است.

واکنش پزشکیان تغییر رئیس بانک مرکزی است. وی همتی را دوباره به این پست گمارده است. همتی یکی از راست ترین افراد در جناح اصلاح طلبان حکومتی و از زمره ی کسانی است که طرفدار برچیده شدن ارز های دولتی و نیمایی و یکی شدن نرخ ارز و به طور کلی سیاست های نئولیبرالیستی است. 

دیگر اقدام دولت و هسته ی سخت قدرت تلاش برای پایین آوردن قیمت دلار و سکه به میزانی بسیار ناچیز است. این امر احتمالا با پمپاژ دلار به بازار صورت گرفته است. باید توجه کرد که همه ی افزایش قیمت دلار ناشی از تحریم ها نیست. بخشی از آن به وسیله ی دولت و برای رفع کسری بودجه صورت می گیرد. در واقع افزایش قیمت بنزین، حذف یارانه ی دهک هایی از جامعه و نیز افزایش قیمت دلار جزو اقدامات دولت برای جبران کسری بودجه است. تمام این سیاست ها بار سنگین بحران را به پشت طبقه ی کارگر و کشاورز و دیگر زحمتکشان شهر و روستا و یا کارکنان حقوق بگیر می اندازد.

سرکوب

سرکوب وجه اساسی سیاست خامنه ای و سران پاسداراست . آنها نمی خواهند بفمند که برای پیشگیری از همین اعتصابات و اعتراضات تا کنون سرکوب را به هر شکلی که ممکن بود اعمال کرده اند و از جمله اعدام نزدیک به دوهزار زندانی در عرض یک سال. یعنی این اعتصابات و اعتراض ها در شرایطی صورت می گیرد که شدیدترین شکل سرکوب در چند سال اخیر را اعمال کرده اند. نشستن یک جوان در جلوی نیروهای سرکوب می تواند پاسخی باشد به بی حاصلی تمامی این اشکال سرکوب.

اینک باز آنها به مردم گاز اشک آور می زنند و گلوله شلیک می کنند. این ها نمی تواند جلوی اعتراضات گسترش یافتن و عمیق شدن اعتراضات را بگیرد همان گونه که تا کنون نگرفته است.

تداوم اعتصابات و اعتراضات و احتمال گسترش به طبقه ی کارگر و دیگر طبقات و لایه های جامعه

از ظواهر پیداست که اعتصابات و اعتراض های خیابانی تداوم خواهند یافت و گسترش بیشتری پیدا خواهند کرد. آغاز کننده ی این دور از مبارزات کسبه و بازاریان بودند، اما قطعا هم چنانکه تا کنون به آنها محدود نمانده است و آنها خود از مردم خواستند به آنها بپیوندند، به آنها محدود نخواهد ماند. دیر یا زود طبقات و گروه هایی که بیشترین استثمار و ستم و فقر و فلاکت و رنج را در شرایط کنونی تحمل می کنند یعنی کارگران و کشاورزان و توده های زحمتکش شهری و روستایی به مبارزات به اشکال گوناگون وارد خواهند شد.

مبارزه دشوار و پر فراز و نشیب  طبقه ی کارگر و خلق ایران برای کسب آزادی و استقلال و برقراری جمهوری دموکراتیک انقلابی

این احتمال بسیار ناچیز است که امپریالیسم هار آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل دست روی دست بگذارند و در امور خلق ایران دخالت نکنند و اجازه دهند که مبارزات و جنبش و انقلابی که در ایران در حال شکل گرفتن است فرایند خاص خودش را دنبال کند. اکثر شواهد گواه آن است که این دخالت زود یا دیر صورت خواهد گرفت.

چنانچه نتوانند - و نه این که نخواهند - دخالت کنند، مبارزات به احتمال و دیر یا زود ابعاد صد هزار نفری و میلیونی خواهد یافت و انقلاب دموکراتیک نوین ایران شکوفا خواهد شد.

 گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

9 دی 1404

Monday, December 29, 2025

اعتصاب کسبه و بازاریان تهران در پی افزایش قیمت ارز


اعتصاب کسبه و بازاریان تهران

از دیروز 7 دی با بالا رفتن قیمت دلار و سکه و پرش نزدیک به 4500 تومانی دلار و همچنین رسیدن سکه به 165 میلیون تومان کسبه و بازاریان مناطق مرکزی تهران مغازه های خود را بسته و به گردهمایی و راهپیمایی در خیابان های اطراف بازار پرداختند.

دلایل اقتصادی اعتصاب

افزایش بهای دلار و سکه که در عین حال به معنای کاهش ارزش تومان واحد ملی پول ایران است از جهات گوناگون به روی درآمد کسبه و بازاریان کوچک و متوسط تاثیر می گذارد. ارزش سرمایه های پولی آنها را پایین می آورد و با توجه به بالا رفتن قیمت آنچه باید بخرند و جایگزین کنند( به قیمت یک ساعت پیش فروخته اند و اکنون باید با قیمت جدید بخرند بنابراین نفروشند بهتر است)، آمکان ثبات کسب و کار را از آنها می گیرد و بخش هایی از آنها را به ورشکستگی می کشاند. در این خصوص می توان رویدادهای پس از جنگ که تغییرات ارزش پول منجر به ورشکستگی و حتی خودکشی برخی از کسبه شد را به یاد آورد.

 از سوی دیگر چنین افزایشی موجب کاهش در قدرت خرید تومان می شود و این نیز به روی درآمد مصرف کننده تاثیر گذاشته و قدرت خرید وی را پایین می آورد. پایین آمدن قدرت خرید مصرف کننده یعنی پایین آمدن امکان فروش معمول کسبه و بازاریان و بنابراین به هم خوردن تعادل معمول میان خرید و فروش و سود آنها.

اگر در نظر بگیریم که تعادلی که باید در خرید و فروش و سود هر کاسب و بازاری کوچک و متوسطی وجود داشته باشد( در آمد منطبق با سرمایه ی درگیر در کار و مخارج از جمله سود وام بانکی، مالیات که افزایش یافته است، مخارج حمل و نقل و اجاره ی مغازه و آب و برق و گاز و مزد کارگر و غیره) آنگاه چنانچه این از حد معینی پایین تر برود، آن کاسب و بازاری یا مجبور است سرمایه ی بیشتری به کارش پمپاژ کند( از بانک اعتبار بیشتری بگیرد و سود بیشتری بپردازد) که با توجه به وضع کنونی و بی آینده بودن وضعیت قیمت ارز و طلا، این برایش یک ریسک است و یا ورشکستگی و خانه خراب شدن در انتظارش است.

از این رو با توجه به افزایش پیش از این بنزین و نیز افزایش هفتگی و روزمره ی قیمت ارز پس از جنگ دوازده روزه و به وِیژه در هفته های اخیر که سیاست های اصلی خامنه ای و سران سپاه در مورد مساله ی مذاکره با آمریکا حل نشد این انتظار می رفت که از جانب طبقات و لایه هایی از جامعه اعتراضات هماهنگی صورت گیرد. و این بار این کسبه و بازاریان هستند که دست به اعتصاب و گردهمایی می زنند.

اعتصاب کسبه و بازاریان بار نخست نیست

اعتصاب کسبه و بازاریان البته بار نخست نیست. آنها در زمان های گوناگون به اعتصاب و اعتراض دست زده اند که اغلب علیه افزایش قیمت ارز و نیز افزایش مالیات ها بوده است. یکی از مهم ترین آنها اعتصاب سه روزه ی گرم و پر حرارت آنها در همراهی با خیزش «زن، زندگی، آزادی» بود.

به این ترتیب اگر در جنبش «زن، زندگی، آزادی» جان باختن مهسا جرقه ی خیزش انقلابی دموکراتیک ژینا را زد و اگر پیش از آن در آبان 98 افزایش قیمت بنزین جرقه ی شورش آبان را زد اینک این افزایش قیمت ارز و پایین آمدن قیمت پول ملی است که جرقه ی این اعتراضات را زده است.

گردهمایی و راهپیمایی و شعارها

در این گردهمایی ها که امروز نیز ادامه یافته و به راهپیمایی کشیده شده است کسبه و بازاریان خواهان پیوستن مردم به آنها شده اند. شعار محوری که در گردهمایی ها و راهپیمایی های امروز داده شده «مرگ بر دیکتاتور» است. شعارهای دیگری از جمله «ما تماشاچی نمی خواهیم به ما ملحق شوید» و همچنین علیه دولت پزشکیان و خواهان استعفای وی شدن نیز داده شده است.

دیگر اخبار - تا زمان نگارش این بیانیه - حاکی است که اعتصاب و گردهمایی ها به کرج سرایت کرده و در این شهر نیز کسبه و بازاریان به اعتراض مزبور پیوسته اند.

گسیل نیروهای سرکوب حکومت

سیاست حکومت طبق معمول گسیل نیروهای سرکوب و موتور سواران و تفنگ به دستان به خیابان برای سرکوب اعتراضات است. اشکال سرکوب تا کنون به شکل زدن گاز اشک آور و تلاش برای پراکندن کسبه ی معترض بوده است.

 با توجه به شرایط کنونی و امکان تداوم مبارزات از یک سو این امکان هست که اعتراض کسبه و بازاریان تهران به دیگر شهرها و مناطق گسترش یابد و از سوی دیگر این امکان که توده های مردم از دیگر طبقات و لایه ها به گردهمایی ها و راهپیمایی هایی آنها بپیوندند بسیار زیاد است.

با در نظر گرفتن این نکات و با توجه به این که خامنه ای و سران پاسدار پس از جنگ دوازده روزه در شرایط نسبتا ضعیفی در مقایسه با گذشته به سر می برند سرکوب حکومت گرچه ممکن است اینجا و آنجا شدت بگیرد - به ویژه در جاهایی که مستقیما با کسبه و بازاری ها طرف نباشد - اما به مرور پایین می آید.

گسترش اعتصاب ها و سراسری شدن آنها نیاز است

آنچه که انتظار بیشتری می رود و یا بیشتر به نفع مبارزات دموکراتیک کنونی است، شکل گیری اعتصابات کارگری و کارمندی سراسری و کلا کارکنان ادارات خصوصی و دولتی و اعتراضات دیگر لایه های طبقات میانی است یعنی یک سلسله اعتصاب ها و اعتراض های سراسری توام با هم.

تنطیم خواست ها و شعارها مهم است

در حال حاضر روشن نیست که این اعتراضات چقدر طول خواهد کشید اما در هر حدی می توان و باید انتظار داشت که اعتراضات از خلال همین تجارب در حال حاضر محدود، نظم بگیرند. در این خصوص دو عامل بیش از دیگر عوامل درگیرند: یکی حکومت که با سرکوب های متوالی اش مانع نظم گرفتن اعتراضات خواهد شد و دیگری بی سازمانی، پراکنده گی و ناهمزمانی اعتراضات و اعتصابات و نیز نامتجانس بودن خواست مرکزی آنها.

مبارزه با تفرقه ای که از جانب نیروهای امنیتی و سلطنت طلبان دنبال می شود

با این حال نکته ی بسیار مهمی که کسبه و بازاریان و دیگر طبقات و لایه هایی که به اعتصاب و گردهمایی و راهپیمایی دست می زنند باید به آن توجه داشته باشند تنظیم خواست ها و شعارهاست. نباید اجازه ی آنارشی داده شود و شعارهایی مانند«رضا شاه روحت شاد» و از آنها که برخی در گردهمایی مشهد سردادند، داده شود.

این گونه شعارها که به وسیله ی تک و توکی و یا در بهترین حالت به وسیله گروه هایی کوچک داده می شود و سپس در تلویزیون های مزدوران و ساواکی های«اینترناشنال» و«من و تو» بزرگ نمایی می شود به دو گروه بر می گردد.

امنیتی ها و اطلاعاتی ها

اینها یا ممکن است عوامل امنیتی و اطلاعاتی حکومت باشند و در این صورت وظیفه شان ایجاد تفرقه در اعتصابات و گردهمایی ها و راهپیمایی ها و به هم زدن و تخریب اتحاد و همبستگی میان اعتصابگران که نیاز نخستین یک اعتراض و مبارزه برای رسیدن به هدف است می باشد.

سلطنت طلبان

و یا ممکن است به وسیله ی دارودسته سلطنت طلبان داده شود که با توجه به این که این ها گروه ها و دسته هایی بسیار کوچک هستند این گونه شعارها می تواند برای از آن خود نشان دادن اعتصاب و  گردهمایی و راهپیمایی باشد و این گونه تبلیغ کنند که مردم خواهان بازگشت نظام استبداد سلطنتی هستند.

در این صورت تنها مقدمه ای است برای باز کردن پای دخالت نظامی دولت امپریالیستی آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل به عنوان عامل اجرایی کنونی آنها در منطقه و تجاوز به ایران و برقراری یک حکومت مزدور وابسته به خودشان به زعامت دارودسته هوادار استبداد شاهی.

درود بر کسبه و بازاریان شجاع

مرگ بر حکومت ولایت فقیه

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق

 گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

8 دی ماه 1404

 

    

 

Saturday, December 27, 2025

مستند«ترانه» و نقش آن در مبارزات فرهنگی - سیاسی جاری علیه حکومت ولایت فقیه


 

اخیرا فیلم مستندی با نام «ترانه» از بی بی سی فارسی پخش شد که در مورد ترانه علیدوستی است و به وسیله ی پگاه آهنگرانی ساخته شده است. در این فیلم ترانه علیدوستی از زندگی و تجارب خود در همراهی با خیزش ژینا و پس از آن و نیز دیدگاه های کنونی اش در مورد جنبش زنان صحبت می کند.

نکته ی اساسی بی حجاب بودن ترانه در کل فیلم، دفاع او از این امر و تداوم آن در زندگی اش و دنبال کردن خواست های جنبش آزادی زنان و حقوق برابر با مردان است.

فرازهای اصلی این فیلم زندگی ترانه هنگام و پس از خیزش«زن، زندگی، آزادی» است که خود وی هم به عنوان یک هنرمند همراه با مردم در آن نقش پیشرو و محرکی داشت و نیز بازداشت وی پس از بی حجاب ظاهر شدن در همراهی با جنبش مهسا با شعار«ژن ژیان ئازادی» که بر صفحه ای در دستان اش نقش بسته بود و تجارب بازداشت و زندان انفرادی و همراهی دختران و زنان زندانی با وی و نیز میل وی و تلاش اش در تبدیل از یک بازیگر و هنرمند صرف و جدا از مردم به یک هنرمند مردمی است.

یک وجه دیگر این فیلم در مورد وضعیت ترانه پس از آزادی و روبرویی با بیماری خودایمنی است که به یقین در نتیجه ی داروهایی است که به وسیله ی جانیان حکومت در زندان به وی داده یا تزریق کرده اند. روبرویی ترانه با این بیماری و مقاومت و پایداری اش نیز در خور ستایش است.

 این فیلم که به وسیله ی دو تن از زنان هنرمندی که با مبارزات زنان برای آزادی و حقوق برابر با مردان همراهی کرده ساخته شده است نقش پیشرو ترانه و پگاه و برخی دیگر از هنرمندان همچون هنگامه قاضیانی، پرستو گلستانی و پانته آ بهرام و باران کوثری... شهامت و شجاعت و جسارت آنها را در مبارزه در میان زنان بازیگر و در وجهی گسترده تر بازیگران سینما و تاتر و کلا هنر به میان می کشد و می تواند نیروی زیادی به جامعه ی فرهنگی و هنری به طور عام و به هنرمندان سینما و زنان بازیگر به طور خاص ببخشد و آنان را به تحرک بیشتری بکشاند.  

فیلم با استقبال بسیاری از مردم به ویژه دختران و زنان روبرو شده است و از این راه نیز تاثیرات در خوری در مبارزات کنونی زنان و مردم خواهد گذاشت.

در یک نگاه کلی این فیلم مستند خود مبارزه ای است فرهنگی که مبارزان آن ترانه و پگاه و دیگر هنرمندانی رزم جویی هستند که نام شان طی فیلم می رود و از این راه همچون جزیی از مبارزات فرهنگی- سیاسی زنان با حکومت ولایت فقیه در می آید.

مبارزه ی زنان با حکومت مرتجع ولایت فقیه برای آزادی پوشش و نیز به دست آوردن حقوق برابر با مردان در حال حاضر جزیی از انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی خلق ایران است که اهداف اساسی و محوری آن به دست آوردن آزادی و استقلال ایران و بر پا کردن یک دموکراسی توده ای( دموکراسی برای طبقات خلقی ایران یعنی کارگران، کشاورزان و دیگر توده های زحمتکش شهر و روستا، لایه های گوناگون طبقه ی خرده بورژوازی و تمامی صاحبان سرمایه های کوچک و متوسط ملی که به آزادی و استقلال ایران پایبند هستند) است.

در عین حال پخش این فیلم پس از حوادث مشهد و بازداشت هایی که اکنون دیگر از چهل و پنجاه نفر گذشته و بخشی از خواهران و برادران و فامیل و نزدیکان بازداشت شده ها را نیز در بر گرفته است می تواند تا حدودی جای خالی شده ی فعلی مبارزان دموکرات و آزادیخواهی همچون نرگس محمدی و سپیده قلیان و جواد علیکردی و عالیه طالب زاده و هستی امیری و ... را پر کرده و اجازه ندهد خلایی این میان در مبارزات جاری به وجود آید. 

تفاوت بین این دو رخداد این است که آیین یادبود خسرو علیکردی وجوهی چند جانبه از جنبش دموکراتیک خلق ایران داشت در حالیکه تمرکز اصلی فیلم ترانه در مبارزه با حکومت ولایت فقیه بیشتر بر مساله ی آزادی و برابری حقوق زنان با مردان است. اشاره های ترانه علیدوستی به خیزش «زن، زندگی، آزادی» به عنوان یک «انقلاب فمینیستی»- که طبعا ما آن موافق نیستیم - در همین رابطه است.

برخورد مرتجعین به فیلم ترانه

سالوسان حکومت ولایت فقیه

نظرات جانیان حکومتی در مورد این فیلم تخطئه کامل آن است. روزنامه های وابسته به هسته سخت قدرت وجه اصلی مقابله ی خود را با ترانه علیدوستی و پگاه آهنگرانی روی پخش فیلم از بی بی سی و وضعیت مالی ترانه و همچنین مساله تهیه کننده ی سریال شهرزاد و از این گونه مسائل گذاشته اند.

جالب ترین بخش واکنش این دسته ها این است که در نقش «غمخوار مردم» ظاهر شده اند و روی منبر می روند که «حال که مردم با مشکلاتی مانند فقر و گرانی و تورم و بالارفتن قیمت دلار و سکه و غیره طرف اند این گونه فیلم ها که از جانب سلبریتی های پولدار ساخته شده چه معنایی دارد؟»

همان گونه که خامنه ای و سران سپاه و مجلس نشین ها و کلا دارودسته ی هسته ی مرکزی قدرت به گونه ای سالوسانه و پلید شده اند اپوزیسیون دولت پزشکیان که خود روی کار اوردندنش( و یکی از دلایل روی کار آوردن اش هم همین بود!) و آن را نقد می کنند که چرا به فکر مردم نیست، این ها هم شده اند اپوزیسیون «هنرمندان پولدار» و سنگ معلمان و دیگر مزدبگیران زیر فشار را به سینه زدن!

سلطنت طلبان و شاه پرستان و ساواکی هاشان

 دارودسته ی ساواکی های پرویز ثابتی و سلطنت طلبان و شاه پرستان وابسته به امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل در مورد فیلم مستند «ترانه» همان سیاست اصلی خود را که تخریب شخصیت نیروهای انقلابی و مترقی و چپ و دموکرات و ملی و آزادیخواه است در پیش گرفته اند و همچنان که به تخریب نرگس محمدی و سپیده قلیان و توماج صالحی و نیروهای چپ و دموکرات و آزادیخواه و ملی پرداختند به تخریب ترانه و پگاه پرداختند:«یا باید با ما باشی و زیر علم و کتل رضا پهلوی و دارودسته ی ساواکی هایش سینه بزنی و یا تو را خراب می کنیم.»!؟

ترانه و پگاه هر دو هنرمندان سینما و کارشان  بازیگری بوده است. آنها نه ایدئولوگ سیاسی و نه عضو حزب و سازمانی بوده اند. در سال های روی کار امدن اصلاحاتی ها امید به تغییر اوضاع داشتند و برای همین مثلا پگاه آهنگرانی و باران کوثری و برخی دیگر از بازیگران جوان آن سال ها به پشتیبانی – کم و بیش بی قید و شرط - اصلاح طلبان و کار در ستادها و تبلیغ برای آنها پرداختند. اما تجارب بعدی به آنها نشان داد که بخش هایی از اصلاح طلبان با قدرت کنار آمده و جنبش را به بقای حکومت ولایت فقیه فروختند.

در جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقش این هنرمندان به کلی با نقش شان در جریان اصلاحات و دیگر انتخابات ریاست جمهوری( مثلا دو دوره انتخاب روحانی) و همچنین مجلس شورا فرق می کرد. آنها به همراهی با جنبشی توده ای پرداختند که اصلاح طلبان حکومتی از قماش پزشکیان و همین ها که اکنون در دولت و یا پشتیبان دولت اند و همچنین با خامنه ای و سران سپاه همکاری می کنند، با آن مخالف بودند و به هیچ وجه همراهی ای با آن نکردند. از این رو آنها در مبارزاتی که در کنار توده ها داشتند به پیش رفتند و بخشی از آنها اندیشه هاشان را تغییر دادند. 

ساختن این فیلم و وجه عمده ی اندیشه هایی که طرح می کند و شیوه ای که مبارزه اش را پیش می برد با آنچه اصلاح طلبان حکومتی و یا اصلاح طلبان آن سال ها پیش می بردند کیفیتا متمایز است. یکی راه اصلاح از بالا است و دیگری راه اش تداوم جنبش های انقلابی و مترقی جاری و اساسا به راه انداختن حرکت و جنبش است.

مساله ی پخش فیلم از بی بی سی

پخش این فیلم از بی بی سی که نه تافته ای جدا بافته بلکه یکی از بلندگوهای امپریالیسم انگلستان و جزیی از امپریالیسم خبری به شمار می رود یکی دیگر از مسائلی است که پیرامون این فیلم طرح شده است.

 یکی از پرسش هایی که به میان آمده این است که با توجه به مخالفت کنونی امپریالیست ها با حکومت ولایت فقیه و پیش بردن برنامه ی محدود کردن حکومت در زمینه ی مسائل هسته ای و موشک ها و نیابتی ها و کلا تحریم ها و در تنگنا قرار دادن جمهوری اسلامی، آیا  بی بی سی نمی خواهد در ظاهر نقش یک همراه زنان و مبارزات دموکراتیک در ایران را اجرا کند و برای خودش و امپریالیسم انگلستان جای پایی در میان مردم درست کند؟ روشن است که نقش بی بی سی و استفاده ای که از این فیلم می کند با نقش فیلم و استفاده ای که از تریبون بی بی سی می کند می تواند دو نقش و استفاده جداگانه و متضاد باشد.

 قضیه بی بی سی توانسته شکل دیگری نیز داشته باشد: بخش هایی از حکومتگران ولایت فقیه یک رابطه ی پنهان و آشکار نزدیک با امپریالیسم انگلستان داشته اند و بی بی سی و امپریالیسم انگلستان عموما جانب آنها را نگه داشته است. پس این پرسش نیز طرح شده است: اگر حکومتگران با پخش این فیلم از بی بی سی مشکلی نداشته اند، آیا این امر به معنای گرا دادن برای عقب نشینی حکومت در مورد مساله ی حجاب و پذیرش آزادی پوشش و در سطحی گسترده تر گامی در جهت اصلاحاتی برای برقراری آزادی های اجتماعی نیست؟

با توجه به سرعت حرکت رویدادها و پیشرفت جنبش انقلابی - دموکراتیک علیه حکومت ولایت فقیه، دیر یا زود پاسخ این پرسش ها و درستی و نادرستی شان مشخص خواهد شد.

 

م - دامون

6 دی ماه 1404

    

نگاهی گذرا به دگرگونی های شرایط، مضامین و اشکال مبارزه در تکامل جنبش دموکراتیک ایران پس از انقلاب 57

  پس از تهاجم ارتجاع خمینی و حزب جمهوری اسلامی و شکست انقلاب در خرداد 60 توده ها دو مرحله را پشت سر گذاشتند. مرحله ی جنگ و مرحله ی پس از ج...