چهلمین روز کشتار و جنایت هولناک و برگزاری آیین های سوگ
در روزهای 28 و 29 بهمن ماه، آیین های برگزاری چهلمین روز
قتل عام شده گان روز های 18 و 19 دی ماه 404 به وسیله ی حکومت جانیان، در بیشتر
شهرها و روستاهای ایران از تهران گرفته تا آبدانان به وسیله ی خلق ایران برگزار
شد.
جانباخته گان از تمامی طبقات خلق اما بیشتر از کارگران و
زحمتکشان شهر و روستا بودند
این جانباخته گان از تمامی طبقات خلق به ویژه طبقات زحمتکش
و میانی اما بیشتر از کارگران و زحمتکشان و بیکاران جوان شهر و روستا بودند و از
این رو بیشتر این آیین ها در چنین خانواده ها و فامیل و اقوام و مردمی از این
طبقات و گروه ها دیده می شود.
خلق ایران یگانه تر از پیش
در این آیین ها مرز بین خانواده و فامیل و اقوام و مردم
دیگر از بین رفته و همه یکپارچه جان باخته و از دست رفته را از خودشان و از پوست و
گوشت و خون خودشان می بینند. امری که یگانگی خلق و آرمان بزرگ اش مبارزه برای یک
جمهوری انقلابی- دموکراتیک که حکومت همه ی طبقات خلق باشد را بیش از پیش نمایان می
سازد.
نمایش مبارزه ی انقلابی فرهنگی- سیاسی در آیین های نوین سوگ
آیین های سوگ اکنون بیش از پیش تبدیل به یک مبارزه ی حماسی-
تاریخی از جانب تمامی طبقات خلق، کارگران و کشاورزان و دیگر طبقات زحمتکش و تهیدست
شهر و روستا، تمامی لایه های طبقات میانی از آنان که دست شان خالی است و آنها که
نیمچه سرمایه ای دارند گرفته تا آنها که مرفه اند و سرمایه داران کوچک و متوسط شده
است.
در این آیین ها توده ها دیگر به برگزاری آیین در مساجد و سر
در گریبان کردن و ماتم و عزا گرفتن و آوردن آخوند و دیگر حشو و زوائد بدورد گفته و
آیین هایی از نوع دیگر برگزار می کنند. آیین هایی که از بار مذهبی و اشکال پیشین دینی
تهی گشته و بار فرهنگی - سیاسی ای از نوع نوین که وجهی حماسی - تاریخی به خود
گرفته اند دارند.
ویژگی های اصلی آیین های نوین سوگ
ویژگی های اساسی این آیین نوین که به ویژه طی خیزش
فرهنگی سیاسی ژینا( ژن، ژیان، ئازادی) شکل
گرفته رقص های سوگ و هلهله و کِل زدن و فریادهایی توام با غم و اندوه از دست دادن
فرزند و مادر و پدر و خواهر و برادر و فامیل و اقوام بود. این ها همه سوگ بودند و
توام با هزاران درد و رنج و غم از دست داده گان، کودکان و نوجوانان و عروسان و
دامادان، اما سوگی از جنس نو و دشمن ناشاد و ناامید کن.
وجوه اساسی این بار فرهنگی و سیاسی از یک سو زنده نگه داشتن
یاد جانباخته گان به شیوه ای نوین است
و این معناست که آنها نه بیهوده جان فدا کردند و نه یاد و خاطرشان محو شدنی است.
از سوی دیگر یک اعلام جنگ به حکومتی است که چنین کشتار به راه می اندازد و یک
آماده باش جنگی تمام عیار است.
پیام جنگ آشکار با آیین های نوین
توده ها با این آیین های سوگ نوین خود نه تنها دشمن خود
خامنه ای و سران پاسدار و بسیجی و خیل مزدوران پاسدار و بسیجی و لباس شخصی های
متعفن و خونخوارشان را شاد نکردند، دشمنانی که کشتار هولناک را انجام دادند تا
سرخم شده ی توده ها در برابر ستم حکام غارتگر و فاسد و سود جو و پذیرش شکست از
جانب آنها را با لذت و کیف ببینند، بلکه آن را به وحشت بیشتری انداختند.
آنان که هزاران نفر را در دو روز کشتند و بسیاری را نابینا
و یا آسیب جسمی رساندند و بسیاری را نیز به زندان افکندند و همچون خونخواران می
خواهند با اعدام شان خلق را به پس برانند و حال باید غریو شادی و پیروزی شان آسمان
را بردارد حتی اکنون با دشنه ی تیز این آیین های سوگ، زخم خورده اند.
پس این غریب نیست که این دله گان و فرومایگان، اینان که
حقارت نا نو بودن از سرو صورت شان می بارد چنین خود را به نفهمی زنند و زبان به
تمسخر این آیین ها گشایند.
توده ها به آنها چنین اعلام جنگ کردند:
مبارز جان باخته ی ما، فرزند ما بیهوده نرفته است، او به
دلیل میهن دربندش و به دلیل تسلط مشتی تفاله ی متعفن بر کشور خویش و بر مردم اش رفته
است. او جان اش را داده تا سرزمین اش و کشورش را از وجود کثافات سده های کهن که
اینک بازگشته اند پاک شود. خون آنها زمین مبارزه ی خلق با دشمنان اش را آبیاری
کرده است. خون جان باخته در همه ی ما زنده است و زندگی می کند. ما راه وی را ادامه
می دهیم.
و حال ای حکومت ستمگران و استثمار کننده گان بر خود بلرز که
ما با توشه ای و دستانی پرتر از گذشته بر خواهیم گشت و با تو خواهیم جنگید!
چنین اند برجسته ترین شعارهای مردم برگزار کننده ی این آیین
های سوگ
خطاب به جان باخته گان خلق: با شرف با شرف
این گل پر پر شده هدیه به میهن شده
این همه سال جنایت مرگ بر این ولایت
مرگ برخامنهای
هر یک نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه
می کشم می کشم آن که برادرم کشت
سوگند به خون یاران، ایستادهایم تا پایان
گروه
مائویستی راه سرخ
ایران
گزیده هایی کوتاه از برگزاری آیین های سوگ در مناطق گوناگون ایران
( متن
برگرفته از سایت های گوناگون و برخی تغییر یافته و خلاصه شده است)
روز
سهشنبه ۲۸ بهمن بسی از شهرهای ایران
شاهد برگزاری آیین چهلمین روز جانباختگان کشتار هولناک دی ۱۴۰۴ بود. این آیینها در چند نقطه به میدان رویارویی مستقیم خانوادههای
جانباخته گان و نیروهای امنیتی تبدیل شد.
گزارشها
از مشهد آبدانان، تهران، شهر صنعتی اراک، نجفآباد و چندین شهر دیگر از تلاش حکومت
برای مهار اعتراضات با بستن درِ آرامستانها، استقرار گسترده نیروهای حکومتی، و
برگزاری آیینهای رسمی و حکومتی حکایت دارد. همزمان شعارهای خانوادهها و سوگواران
در چهلم جانباختگان نشاندهنده تداوم اعتراضات خیابانی و ثبت حافظه جمعی از کشتار
دی است.
خانوادههای جانباختگان، از فشارهای
امنیتی گسترده برای برگزاری مراسم در مساجد و با حضور و زیر رهبری جانیان و قاتلان
حکومت و به طور کلی برای لغو یا محدود کردن این مراسم سخن گفتهاند؛ فشارهایی که
شامل احضار، تهدید، حضور مأموران مقابل خانهها، و حتی ممنوعیت مراجعه آزادانه به
مزار کشتهشدگان است.
تهران
در روز 28 بهمن روز برگزاری آیین چهلم
در بهشت زهرای تهران مردم زیادی شرکت کردند و اقدام به دادن شعار کردند.
چهلم سپهر شکری در بهشت زهرای تهران
در این مراسم پدر سپهر شکری از حاضران میخواهد که شاد باشند و شادی کنند. سپس
مادر سپهر شکری میگوید فرزندش بر اثر شلیک نیروهای حکومتی مجروح شده بود و در
بیمارستان پس از دو عمل جراحی در حال بهبود بود که نیروهای حکومتی در بیمارستان و
با شلیک گلوله او را کشتند. ویدئویی از پدر سپهر که در میان اجساد در پزشکی قانونی
کهریزک در جستوجوی فرزندش است و مدام با صدایی پر از درد میگوید: «سپهر بابا،
کجایی؟» تبدیل به یکی از نمودهای مهم مبارزه ی توده ها و جنایت خونین حکومت گردید.
نجف آباد
مردم نجفآباد در روز ۲۸ بهمن برای بزرگداشت کشتهشدگان اعتراضات دیماه حضور گسترده ای داشتند
آنها همچنین کنار آرامگاه محمد گلی، آتشنشان کشتهشده در نجفآباد، گرد آمدند وبا
شعار «با شرف، با شرف» به وی احترام گذاشتند.
شاهدان عینی گزارش دادهاند که محمد گلی با خودروی آتشنشانی
مقابل کلانتری رفته و برای معترضان در برابر نیروهای حکومتی سپر ساخت که با شلیک
گلولههای نیروهای حکومتی کشته شد.
آبدانان
در آرامستان آبدانان در استان ایلام
مردم گرد آمدند. ماموران امنیتی مردم را محاصره و اقدام به تیراندازی می کنند.
تعدادی زخمی می شوند.
تیراندازی
نیروهای حکومتی به شرکتکنندگان در مراسم چهلم علیرضا صیدی در روز 28 بهمن صورت می
گیرد.
علیرضا
صیدی، نوجوان ۱۶ ساله اهل آبدانان، ۱۹ دیماه در
جریان اعتراضات در تهران بر اثر شلیک گلوله، کشته شد.
آبدانان در خیزش «زن، زندگی، آزادی» نیز یکی از کانونهای اصلی
اعتراضات دی و از جمله محل جانباختن شماری از قربانیان نوجوان و جوان بوده است.
شیراز
سه روز مانده به چهلمین روز کشتهشدن سعید
توکلیان، خانواده و دوستانش در محل تیر خوردن او با اهدای گل و بادکنکهایی به رنگ
پرچم ایران به خودروهای عبوری، یادش را گرامی داشتند.
سعید
توکلیان ۱۷ دیماه در خیابان باهنر شیراز بر اثر شلیک گلوله
نیروهای حکومتی کشته شد.
اراک
آرامستان اصلی اراک، درست
چند روز پیش از فرا رسیدن چهلم جانباختگان سرکوب اعتراضات دی، با دستور مقامات تا
۲۹ بهمن بسته شده تا از برگزاری
هرگونه مراسم جلوگیری شود.
این تصمیم در حالی اتخاذ شده که
خانوادهها از مدتها قبل برای برگزاری مراسم چهلم فرزندان و عزیزان خود فراخوان
داده بودند و اکنون ناچارند میان لغو مراسم، برگزاری مخفیانه در مکانهای خصوصی،
یا خطر رویارویی با نیروهای امنیتی در مسیر آرامستان، یکی را انتخاب کنند.
مشهد
گزارشها از شکلگیری تجمعهایی
با شعارهایی نظیر «هر یک نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه» و تلاش نیروهای حکومت برای
پراکنده کردن جمعیت با شلیک هوایی و بازداشتهای پراکنده حکایت دارد.
No comments:
Post a Comment