نگاهی
کوتاه به طرح ۱۰مادهای ایران که بر طبق گفته ی ترامپ قرار است
مبنای مذاکره در هنگام آتش بس دو هفته ای باشد
ترامپ گفته است که«ما
پیشنهادی ۱۰مادهای از سوی ایران
دریافت کردهایم و بر این باوریم که این پیشنهاد، مبنایی اجرایی برای
مذاکره فراهم میکند.»( چه نکاتی در آن است که ترامپ آن را به عنوان مبنایی اجرایی
برای مذاکره پذیرفته است).
این جالب تر است:
«تقریباً بر سر تمامی موارد مختلف مورد اختلاف در گذشته میان ایالات متحده و
ایران توافق شده است، اما این مهلت دو هفتهای اجازه میدهد تا توافق
نهایی و قطعی شود.»
منظور کدام نکات مورد اختلاف است که در مورد آن توافق شده و می توان طی دو هفته آن
ها را نهایی و قطعی کرد؟
بررسی طرح ۱۰ بندی پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران
یک - توقف کامل هرگونه
تجاوز به ایران و گروههای مقاومت همپیمان.
یک-
پیش از جنگ دوازده روزه و حمله و تجاوز دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل به کشور
حمله و تجاوزی به آن شکل – به جز ترورهای اسرائیل در ایران - وجود نداشت. برای
آمریکا و اسرائیل در صورتی که پیشنهادهای اصلی شان پذیرفته شود دلیلی برای تجاوز
به ایران وجود ندارد همچنان که دلیلی برای تجاوز به اردن و یا کره جنوبی و ترکیه
ندارند.
از سوی دیگر این امر منوط است به برخی خواست های آنها یعنی عدم پشتیبانی از نیابتی
ها و از جمله حزب الله لبنان و حوثی های یمن در حمله به اسرائیل و یا دیگر نیروهای
نیابتی به نظامیان آمریکایی. این خواست در بندهای بعدی گنجانده شده است.
در مورد حزب الله لبنان ظاهرا دولت جنایتکار اسرائیل مایل است با دولت لبنان
مذاکره کند و یکی از شروط اش خلع سلاح شدن حزب الله است. در روزهای اخیر این دولت
جنایتکار و مرتجع باز هم از موقعیتی که حکومت اسلامی برای وی ایجاد کرد استفاده و
بسیاری از مردم جنوب لبنان را کشت.
دو - خروج نیروهای رزمی
آمریکا از منطقه، ممنوعیت هرگونه حمله از پایگاهها به ایران و خودداری از اتخاذ
آرایش رزمی.
دو - آمریکا بیشتر نیروهای خود را از منطقه برده بود و از یک سو جاه طلبی ها و ماجراجویی های حکومت اسلامی آنها را به منطقه کشاند و از سوی دیگر میل به وابسته کردن حکومت اسلامی به بلوک غرب و مقاومت هسته ی سخت قدرت در مقابل آن. اگر امپریالیسم آمریکا به این هدف خود دست یابد در حال حاضر نیازی ندارد که نیروهای زیادی را در منطقه نگاهدارد.
خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه نیز منوط است از تجهیز و پشتیبانی نکردن از
گروه های نیابتی و جمع کردن بساط شان.
سه
- عبور محدود روزانۀ کشتی
از تنگۀ هرمز به مدت دو هفته، تحت عنوان پروتکل عبور امن تحت نظارت و قواعد مشخص
این کشور
سه- این مساله مربوط به شرایط کنونی است و با حل مسائل اساسی مورد اختلاف می تواند
به طور نهایی حل گردد و مانند پیش از این شود. اگر حکومت اسلامی و هسته ی سخت قدرت
امتیازات زیادی بدهند و مهم تر از همه به بلوک دست نشانده های امپریالیسم آمریکا
وارد شوند ممکن است این امتیاز به حکومت اسلامی و دولت عمان داده شود که مبلغی را
از کشتی ها دریافت کنند.
چهار- لغو کلیه تحریمهای
اولیه، ثانویه و تحریمهای سازمان ملل.
چهار-
تحریم ها بخشا به دلیل مسائل مورد اختلاف در این زمان( غنی سازی، موشک سازی و
پشتیبانی از نیابتی ها در منطقه) و بخشا نیز مربوط به این است که حکومت اسلامی به
بلوک آمریکا وابسته نیست. در صورتی که شروط اصلی وابسته گردد رفع تحریم ها در عین
حال به نفع آمریکا و متحدین اش می باشد.
پنج- تأمین خسارات ایران با
ایجاد صندوق سرمایهگذاری و مالی.
پنج- صحبت از تامین
خسارات ایران است به وسیله ی ایجاد صندوق سرمایه گذاری و مالی از سوی آمریکا و
اسرائیل!؟
مبهم و قابل تفسیر اما به طور کلی جالب است. صحبت های منتسب به خامنه ای را به یاد
می آورد که آمریکا می تواند در ایران سرمایه گذاری کند.
شش- تعهد ایران مبنی بر عدم
ساخت سلاح هستهای.
شش- این یکی از بندهای مهم است که خود حکومت اسلامی در متن گنجانده است. روشن است
که شرایطی معین و از جمله تحویل دادن اورانیوم غنی شده و نیز زیر نظر آژانس قرار
گرفتن می تواند این تعهد را برآورده سازد. احتمالا شرایط دیگری نیز افزوده خواهد
شد.
هفت
- پذیرش حق غنیسازی ایران
توسط آمریکا و مذاکره درباره سطح غنیسازی.
هفت- گفته شده است که این بند در متن انگلیسی وجود ندارد و می تواند مصرف داخلی
داشته باشد اما اگر حکومت اسلامی گشوده گی کامل روابط با امپریالیسم آمریکا را
بپذیرد و زیرسلطه ی آن و برنامه ریزی و تقسیم کار بین المللی آن در آید( همچون
کشورهایی مانند اردن و عربستان سعودی و ...) شاید روزی خود آمریکا نیز در غنی سازی
حکومت اسلامی(غنی سازی محدود)، سرمایه گذاری کند!؟
هشت- موافقت ایران برای مذاکره
دربارۀ پیمانهای صلح دوجانبه و چندجانبه با کشورهای منطقه در راستای منافع خود.
هشت- این یکی از مهم ترین و استراتژیکی ترین بندهای این پیشنهاد ده ماده ای است.
پیمان های صلح دو جانبه و چند جانبه با «کشورهای منطقه» در راستای منافع خود.
به احتمال صحبت تنها در مورد کشورهای خلیج( و اردن) نیست زیرا حتی روابط
حکومت اسلامی ایران با عربستان سعودی نیز تا حدودی عادی شده بود. در واقع مهم ترین
کشورهای منطقه که باید با آنها در راستای «منافع»( کدام منافع؟) پیمان صلح بسته
شود سوریه و در مرحله ی بعدی اسرائیل است. آیا این بند جز مقدمه ی
امضای قرار داد صلح با اسرائیل، بندی برای گشودن راه برای پیوستن به پیمان صلح
ابراهیم نیست؟
نه- تسری عدم تجاوز به همه
متجاوزین علیه تمام گروههای مقاومت.
نه-
کاملا درست اما عکس آن نیز می تواند درست باشد. اگر قرار است عدم تجاوزی از جانب
همه ی متجاوزین به گروه های مقاومت صورت گیرد قطعا عکس آن نیز صادق است. یعنی عدم
حمله ی این گروه ها به اسرائیل و آمریکا و عربستان سعودی. این به معنای موجودیت
این گروه ها اما دیگر نه به عنوان به اصطلاح گروه های «مقاومت» است. یعنی عملا آن
ها را به مشتی گروه های حل شده در دولت های محلی تبدیل خواهد کرد که البته تا
حدودی کرده است.
ده- خاتمهیافتن همه قطعنامههای
شورای حکام و شورای امنیت و تصویب همه تعهدات در قطعنامه رسمی سازمان ملل
ده- اگر شروط اساسی امپریالیسم آمریکا یعنی در واقع پیوستن حکومت اسلامی به بلوک
امپریالیسم آمریکا پذیرفته شود این قطعنامه ها یا به مرور تغییر خواهند کرد و یا
بی اهمیت خواهند شد و در پستوها خاک خواهند خورد.
هرمز دامان
نیمه ی دوم فروردین 1404
No comments:
Post a Comment