یار در خانه چرا
گرد جهان گردیم؟
آب در کوزه و ما
تشنه لبان می گردیم
یار در خانه و
ما گرد جهان می گردیم
عشق در سینه و ما
بیخبران شهریم
محمل اندر گذر و
دل به خفی می بندیم
مولوی
تضادهای میان طبقه ی حاکم در آمریکا در مورد جنگ
در دولت ترامپ و
در میان طبقه ی حاکم بر امپریالیسم آمریکا کماکان صداهای متفاوت و متضادی در مورد
جنگ شنیده می شود. برخی به ترامپ و دولت اش می گویند که این بهترین فرصت است زیرا
جمهوری اسلامی در موقعیت ضعیفی به سر می برد و در عین حال مردم کشور این حکومت را
نمی خواهند و ضمنا حداقل بخش هایی از آنها از حمله ی نظامی و سرنگونی حکومت
استقبال می کنند و بنابراین وی را تشویق به حمله ی نظامی می کنند.
برخی دیگر به وی هشدار می دهند که می توان با فشارهای اقتصادی
و دیپلماتیک و به شکلی با جمهوری اسلامی کنار آمد اما حمله ی نظامی از این رو که
سنجش تمامی جوانب و عواقب آن غیر قابل پیش بینی است ممکن است که آمریکا و
خاورمیانه را در گرداب جنگی بی پایان وارد کند و به منافع استراتژیک آمریکا ضربات
شدیدی وارد کند.
به نظر می رسد هر دو دیدگاه در منازعه با یکدیگر بوده و
کماکان در کنار یکدیگر پیش می روند.
احتمال جنگ، هر روز بیش از پیش
با این همه و با نظر
داشت دو احتمال ترساندن و حمله ی قطعی و دو وضع سازش و جنگ، هر روز هر ساعت که می
گذرد احتمال حمله ی نظامی و جنگ بیش از سازش و کنار آمدن می شود و حتی به نظر می
رسد که انتقال دو ناو بزرگ و بسیاری ناوشکن و ده ها جت جنگی و حجم زیادی از ادوات
و تجهیزات اکنون بیشتر نشانه ی تصمیم گرفته شده و بنابراین قطعی بودن جنگ است و نه
ابزاری برای ترساندن و تهدید کردن.
ترامپ گفته است که می خواهد ضرباتی به جمهوری اسلامی بزند.
اگر ترامپ راست بگوید و صرفا به زدن ضرباتی بسنده کند اما با وجود ضربات و حتی نوع
شدید، جمهوری اسلامی به شروط گردن نگذارد، روشن است که جنگ وارد مراحل بعدی و ضربات بیشتری
خواهد شد.
با این حال حتی گسیل این حجم از آلات و ادوات نظامی اگر به
این نتیجه بینجامد که جمهوری اسلامی را مجبور به سازش کنند باز برای ترامپ امپریالیسم
آمریکا کم هزینه تر و به صرفه تر است از دست زدن به خود حمله ی نظامی.
مذاکرات
در آخرین سخنان اش، ترامپ دو هفته به جمهوری اسلامی فرصت داده
است که شروط وی را بپذیرند. اکنون بیش از پیش به پایان این دو هفته نزدیک می شویم.
ظاهرا این پنجشنبه و سومین دیدار فرستاده گان ترامپ و هیئت مذاکره کننده ی جمهوری
اسلامی می تواند آخرین دیدار باشد و چنانکه پیشنهاد طرف جمهوری اسلامی با شروط
ترامپ وفق نکند و خواست های آمریکا را برآورده نسازد حمله ی نظامی رخ خواهد
داد.
از این سوی جمهوری اسلامی برخی از عقب نشینی ها کرده است و در
عین حال پیشنهاداتی برای سرمایه گذاری اقتصادی و برقراری روابط تجاری بین دو طرف
به ترامپ داده است.
هنوز روشن نیست که این پیشنهادات جمهوری اسلامی که پیش از این
نیز ارائه شده بود یک فریب دیپلماتیک است و برای برخی اهداف تاکتیکی به ویژه در
تضاد قرار دادن آمریکا با متحدانش و منفرد
کردن آن و به اصطلاح زیر گرفتن از آمریکا صورت می گیرد و یا اینکه خیر پیشنهاداتی
است واقعی.
در مورد دوم روشن است که این نیاز به بسیاری از مقدمات و از
جمله عادی سازی روابط با آمریکا و بازگشایی سفارت دارد و ...
در هر حال به نظر می رسد که چنین نقشه ی راهی برای خامنه ای و
سران هسته ی سخت قدرت برای کنار آمدن با آمریکا و پذیرفتن شروط وی راه بهتری باشد
تا پذیرش یکباره ی همه ی شروط ترامپ با هم که به معنای نابودی تمامی هویت حکومت
ولایت فقیه و «یال و کوپال» دروغین اش در یک زمان کوتاه است.
مواضع خامنه ای و هسته ی سخت قدرت
نکته ی اساسی در این خصوص مواضع خامنه ای و سران حکومت است.
یک گمانه زیاد است و آن این است که خامنه ای و سران سپاه
احتمال حمله ی دامنه دار و به قصد سرنگونی را نمی دهند. امری که نیاز به حمله ی
زمینی و نهایتا فتح مقرهای نظامی و گرفتن نهادهای سیاسی حکومت دارد.
این می تواند دلیلی برای نپذیرفتن تمامی شروط ترامپ از یک سو و آماده شدن شان برای جنگ از سوی دیگر باشد. آخرین
خبرها حاکی است که خامنه ای و سران پاسدار بیشتر به سازمان دهی نیروها پرداخته اند
و برای پس از حمله نظامی آمریکا و عملیات زدن برخی از سران نظامی و سیاسی حکومت
خود را آماده می کنند.
گمانه ی دیگر این است که خامنه ای و سران سپاه فکر می کنند
پاسخی که به حمله ی نظامی آمریکا خواهند داد( در حال حاضر این خط و نشان کشیدن های
خامنه ای و سپاه برای پایگاه های آمریکا و کشورهای عرب منطقه همان نقش ترساندن و
بازدارنده گی را اجرا می کند) آمریکا را در ادامه ی حملات نظامی اش دچار تردید
خواهد کرد و وی را از عواقب بدتر جنگ خواهد ترساند. و از این روست که حاضر نیستند
شروط ترامپ را بپذیرند.
گمانه ی سوم این است که خامنه ای و کل هسته ی سخت قدرت می
خواهند با وارد شدن به یک جنگ که ممکن است به درازا کشد، وارد یک ماجراجویی جاه
طلبانه ی تاریخی شوند:
«یا حکومت را می
توانیم حفظ کنیم و بقای آن را تضمین و یا این که خود از بین خواهیم رفت. و چنانکه
قرار باشد از بین برویم، با خود و با ضرباتی که به آمریکا و کشورهای منطقه و حتی
ایران خواهیم زد هم آنها را ضعیف خواهیم کرد و هم زمین سوخته ای در ایران برایشان
باقی خواهیم گذاشت.»
این دیگر ته ماجرای خامنه ای و سران پاسداری که به وی وفادار
هستند و کلا هسته ی سخت قدرت در مساله ی جنگ است.
نگاهی به تاریخ حکومت ولایت فقیه نشان می دهد که سران سیاسی و
نظامی این حکومت هر جا که بقای حکومت شان و حتی در مواردی حتی کمتر از بقا و مثلا
تخریب زیرساخت ها( مانند مورد خمینی) تهدید شده، تن به عقب نشینی ها و سازش های
بزرگ داده اند. آنها در چنین موقعیت های شهامت جدال برای ایدئولوژی ارتجاعی و
آرمان های دروغین و نیز جاه طلبی هاشان حقیرشان را نداشته اند. آنها همواره دنبال
بقای حکومت استبداد دینی خود و حفظ ثروت و قدرت خویش بوده اند و در این راه تن به
هر حقارتی داده اند.
توده های مردم
جنگ اما نه تنها برای مردم منفعتی ندارد بلکه بسیار ضرر دارد.
با وجود این که توده های مردم در شرایط دشواری به سر می برند
اما جنگ می تواند این شرایط را بسیار دشوارتر کند و جدا از آسیب های جانی و مالی
به مردم، مسائلی از جمله قحطی پدید آورد. اگر کار به زدن زیرساخت ها بکشد که ترامپ
در صورت جنگ و برای وادار کردن سران جمهوری اسلامی به پذیرش شروط اش، به این کار
نیز دست خواهد زد این وضع به طور قطعی رخ خواهد داد.
«بالاتر از سیاهی که رنگی نیست». و «از این بدتر که نمی شود».
این ها گفته های بخش هایی از مردم است.
امید برخی از میان مردم این است که جنگ شر حکومت دینی را از
سرشان کم کند و بنابراین وضعی بدتر از آنچه که اکنون هست پدید نخواهد آورد.
این نظرات و امیدها اشتباه است. جنگ نه تنها ممکن است به آنجا
نکشد که حکومت ولایت فقیه سرنگون شود بلکه می تواند وضعی بسیار بدتر از وضع کنونی
پدید آورد. جنگ در صورتی که به سرنگونی حکومت نینجامد می تواند دستگاه های سرکوب
حکومت را هارتر از پیش کند. آنها می توانند به بهانه ی جنگ از هر گونه مبارزه ای
جلوگیری کنند و هر گونه اعتراض و صدایی را خفه کنند. جنگ می تواند بر سیر کنونی
مبارزه که می تواند اوج بگیرد، اثرات منفی گذارد و برای مدتی که روشن نیست چقدر به
درازا خواهد کشید آن را به عقب اندازد.
یار در خانه ی ما یا در جای دیگری از جهان؟
نگاه توده های مردم نباید به جنگ و از جانب ترامپ و
امپریالیسم آمریکا بلکه به خودشان و مبارزات خودشان باشد.
چهل روز پس از جان باختن مبارزان جوان، خلق ما توانست رویدادی
بزرگ را رقم زند. در بسیاری از شهرها و روستاها توده های مردم به بزرگداشت
جانباخته گان مبارزات خویش پرداختند. شعارهای سهمگین و کشنده شان را علیه خامنه ای
و مزدوران اش سر دادند و شمشیر آخته ی مبارزه ی سترگ شان را برای سرنگون کردن
حکومت خامنه ای نشان دادند.
اینک سه روز است که
دانشجویان در حال مبارزه در دانشگاه ها هستند. شعارهای آنها و رزم شان با نیروهای
حکومت امید آفرین و مشوق دیگر بخش ها و طبقات است. دیری نخواهد پایید که همچون این دهه ها و سال ها، جنبش های دیگر
طبقات دگرباره سر بلند کنند.
نیروی اساسی و محرکه ی دگرگونی های تاریخی نه طبقات استثمارگر
و ستمگر و نه استعمار گران و امپریالیست
ها و مرتجعین مزدور بلکه توده های مردم و به ویژه طبقات زحمتکش بوده اند. این مردم
اند که سازندگان تاریخ اند و نه ترامپ و آمریکا و اسرائیل و دیگر امپریالیست ها و
مرتجعین.
با وام گرفتن از یک شعر که مثل مشهوری هم شده است خلق ما و در
صدرشان طبقات زحمتکش، کارگران و کشاورزان و دیگر زحمتکشان تهیدست باید خود را «یار
در خانه» بینند. «گشتن گرد جهان» برای یافتن نیرویی جهت دگرگونی در ایران یک
گمراهی است و نباید به آن تن داد.
علیه جنگ و اتکا به نیروی فناناپذیر خلق
از این رو خلق ما باید یکپارچه علیه جنگ باشد و اجازه ندهد که
دیگران و آن هم قدرت های امپریالیستی که جز منفعت خویش چیزی دیگر را دنبال نمی
کنند و حتی سایه شان نیز جز آسیب و ضرر و ویرانی برای مردم جهان چیزی به بار نمی
آورد برای آنها تعیین تکلیف کنند. آنها می توانند به نیروی خود در سرنگونی جمهوری اسلامی
و هر ارتجاعی باور بیاورد و هر کوهی را از جا بکنند.
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
چهارم اسفند 404
No comments:
Post a Comment