امروز ششمین روز مبارزات دانشجویان از آغاز باز شدن دانشگاه
ها است.
بازگشایی دانشگاه ها بخشی از فرایند «عادی سازی» اوضاع پس از
قتل عام دی ماه 1404 بود. نخستین هدف آن این بود که نشان دهند که آنچه حکومت در
مورد کشتار خود گفته است درست است و مردم هم آن را باور کرده و به سر زندگی و کار
و مدرسه و دانشگاه خویش باز گشته اند!
اما خامنه ای و سران سپاه و کلا «هسته ی سخت» قدرت به خوبی می
دانستند( و در صورتی که ندانسته باشند احمق هایی بیش نخواهند بود) که در صورت
بازگشایی دانشگاه ها و برقراری کلاس های حضوری دانشجویان خشمگین به راحتی به سر
درس باز نخواهند گشت و دست به مبارزه خواهند زد.
بنابراین آنچه می توانست هدف حکومت از بازگشایی دانشگاه ها
باشد نه تنها «عادی سازی» بلکه همچنین بروز درجه ای از مبارزات دانشجویی در محدوده
ی دانشگاه ها بود.
روشن است که بازگشایی دانشگاه ها برای حکومت خطراتی و از جمله
سراسری شدن اعتراضات دانشجویی و گسترش آن به دیگر طبقات را داشته و دارد اما آنها
چاره ای نداشتند جز این که «ریسک» این کار را بپذیرند. از نظر آنها در صورت باز نکردن
دانشگاه ها وضعیت «غیرعادی» حفظ شده و این نیز می توانست به تداوم وضع بحرانی در
جامعه و میان تمامی گروه ها و طبقات بینجامد، اما بازگشایی می توانست حالت «عادی
سازی» را به وجود آورد و از این رو گزینه ی بهتری بود.
وانگهی
- و این بسیار مهم است - اگر حکومت اجازه می داد تا حدودی دانشجویان دست به اعتراض
بزنند این می توانست موجب شود که بخشی از آن فشارهای وارد شده و آن خشم و کین
انباشته از جایی که از نظر حکومت قابل کنترل است بیرون بزند و بنابراین خود را
خالی کند و در نتیجه نوعی احساس «آرامش» را به مردم سرشار از خشم و کین و جامعه ببخشد.
از این رو به نظر می رسد که هدف حکومت صرفا «عادی سازی» نبوده
بلکه اجازه دادن به مبارزات دانشجویی برای تخلیه خشم و کین انباشته بود. از نظر
آنان این تا حدودی قابل چشم پوشی بوده و به نوعی می توانست «عقب نشینی» حکومت در
مقابل کشتار هولناک و نسل کشی اش و میدان دادن به حرکت جامعه به شمار آید.
نگاهی به شکل و میزان
سرکوب دانشجویان در روزهای نخست نشان می دهد که همانند شکل سرکوب های پیشین
دانشجویان نبوده است و چنانکه نشان داده حکومت چنین مبارزاتی را برای یک روز تحمل
نمی کرده است. برای نمونه نگاه کنیم به هجوم برنامه ریزی شده نیروهای حکومت به
دانشگاه شریف در زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی».
اشتباه اساسی حکومت این بود که فکر می کرد و می کند که با
مبارزات و اعتراضات دانشجویان آن خشم و کینه ای که در تمامی طبقات خلقی ایران از
کارگران و کشاورزان و لایه های تهیدست طبقات میانی گرفته تا حتی لایه های مرفه
جامعه به وجود آمده می تواند تخلیه شود و پس از آن همه چیز به میل حکومت خواهد
چرخید!
اما مبارزات ادامه و به بسیاری از دانشگاه ها گسترش یافت و
شعارهای دانشجویان هم تندتر و تیزتر شد و از آستان تحمل حکومت گذشت. پس از چند روز از آغاز اعتراضات لباس شخصی ها و
افرادی از بیرون دانشگاه به بسیجی های دانشگاه اضافه شدند و سرکوب را بسیار شدیدتر
کردند.
جز این و با گذشت پنج روز از مبارزات انواع خط و نشان کشیدن
ها آغاز شد. وزیر دولت پزشکیان گفت که اگر دانشجویان بخواهند به اعتراضات خود
ادامه دهند انها مجبور خواهند شد که کلاس ها را مجازی کنند و اقدام به این نیز
کردند و شماری از دانشگاه های کشور را تا پایان سال مجازی کردند. برنامه ای که با
مخالفت دانشجویان روبرو شده و آنها گفته اند که در چنین صورتی کلاس های مجازی را
تحریم خواهند کرد.
از سوی دیگر جلاد دستگاه قضایی و دزد بزرگ محستی اژه ای هم
گفته است که اگر دولت نتواند مبارزات دانشجویان را «جمع» کند آنها وارد خواهند شد
و «هزینه» دانشجویان قطعا بالاتر خواهد رفت.
موضع دانشجویان در
مورد تحریم کلاس های مجازی درست است. این موضع کمک می کند که وضع مبارزه و یا
اعتصاب در دانشگاه ها حفظ شود و این یک نیز می تواند در تخریب «عادی سازی» حکومتی
نقش به سزایی داشته باشد. و در عین حال شرایط گسترش مبارزه و اعتصاب دانشجویان را
به دیگر بخش ها و طبقات جامعه فراهم سازد.
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
ششم اسفند 1404
No comments:
Post a Comment