Friday, April 24, 2026

هیئت اجرایی راه کارگر مروج رویزیونیسم«محور مقاومتی» در «شبه چپ» ایران(3)

 

آویزان کردن «مدال» افتخار به گردن حکومت ولایت فقیه

از سوی رویزیونیست های «هیئت اجرایی»

بخش «ج» متن راه کارگر( هیئت اجرایی)( پاره های 1 و 2)

ج ـ  جنبش مردمی ایران و جایگاه اپوزیسیون

۱ـ تداوم حملات و بمباران های اسرائیل و آمریکا و روشن شدن اهداف شوم آن ها برای نابودی ایران با شعار بازگرداندن ایران به عصر حجر، حجم خسارت ها به مراکز غیرنظامی و علمی همچنین آسیب های جدی به آثار باستانی، حمله به خانه های مسکونی، بیمارستان ها، دانشگاه ها ، کارخانه های دارو سازی، صنایع فولاد و پتروشیمی، پل های ارتباطی، استفاده از بمب های قدیمی غیرهوشمند و ویرانگر برای ایجاد ارعاب، کشته شدن چندین هزار نفر از مردم بیگناه و تهدید بمباران نیروگاه های برق و برگرداندن ایران به عصر حجر، بخش بزرگی از مردم را از توهم هدف گیری های نقطه ای و دقیق و آزادی سازی تمیز و بی خطر بیرون آورده است. واکنش های اندکی که با وصل چند دقیقه ای اینترنت به خارج از کشور منتقل می شود، بیانگر این تغییر دیدگاه در بخش هایی از مردم است. هر چند هنوز بخشی از مسخ شدگان خارج نشین امید خود به وعده های دو قصاب بین المللی را از دست نداده اند. برجسته شدن اهداف شوم آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران، جایگاه نیروهای ایرانی متحد آنها را در میان مردم به میزان زیادی تحت تاثیر قرار داده است. می توان بر این نکته تاکید کرد که روشن شدن اهداف ضدایرانی ترامپ و نتانیاهو در تجاوز به ایران، پرونده سیاسی اپوزیسیون راست؛ چه سلطنت طلبان ، چه مجاهدین ، چه جمهوریخواهان وابسته به غرب و چه احزاب ملی آویزان به قدرت های خارجی را در آینده ایران با وضعیت تازه ای در میان افکار عمومی روبرو ساخته و جایگاه سیاسی آنها در میان مردم با سئوالات جدی روبرو شده است.

ج- یک- هیئت اجرایی در این بخش در مورد امپریالیسم آمریکا و دولت مرتجع اسرائیل صحبت می کندو آنان را «دو قصاب بین المللی» می نامد و اهداف آنها را « شوم» می خواند. این ها درست و به جا اما باید دید که هیئت اجرایی که در بخش پیشین حکومت اسلامی را «فاشیستی»معرفی کرده بود حال چگونه ارزیابی می کند!

تقدیم مدال از جانب یک غایب معرکه که احتمالا و گر چه خجولانه و بزدلانه «هیئت اجرایی» راه کارگر خواهد بود به حکومت ایران برای «دفاع از تمامیت ارضی ایران» و«درهم شکستن توطئه های شوم اسرائیل و آمریکا»( جالب این که خود حکومت ولایت فقیه در «قصابی» توده ها و حامل «توطئه های شوم» بودن برای خلق ایران کم از امپریالیسم آمریکا و دولت جنایتکار اسرائیل نداشته است.)  

به دلیل اهمیت «محور مقاومتی» بودن بند دو بد نیست که این بخش 2 را که بسیار «عمیق» است تقریبا جمله به جمله تحلیل کنیم! عبارات ما در پرانتز قرارداده شده است.  

۲ ـ با پایان جنگ که به احتمال زیاد باید بر اساس مذاکرات جدید صلح و بر پایه توازن قوای جدید صورت گیرد،

( احتمالا نظر راه کارگری ها این است که حکومت «فاشیستی» در جنگ پیروز شده یا پیروز خواهد شد و از این رو «توازن قوای جدید»ی بین حکومت اسلامی از یک سو و دولت های امپریالیستی آمریکا و دولت جنایتکار اسرائیل از سوی دیگر  پیدا شده است و این در «مذاکرات جدید صلح»( که در پاکستان برگزار شد) تجلی خواهد یافت. اما به راستی منظور از «توازن جدید» پدید آمده چیست؟ شاید پیشاپیش هیئت اجرایی پایان جنگ را در نمایشنامه ی خویش رقم زده اند. با آنچه در بالا گفته شده می تواند برداشت کرد که در پایان نمایشنامه ی هیئت اجرایی که قهرمان آن حکومت «فاشیستی» ولایت فقیه خواهد بود، حکومت اسلامی در وضعیتی پیروزمند و یا نزدیک به پیروز قرار دارد.)

 با یک جمهوری اسلامی جدید روبرو خواهیم بود.

( جالب خواهد بود دیدن خصوصیات این «جمهوری اسلامی جدید» راه کارگری ها!) 

رژیمی که از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار شده

( این یکی اش! رژیم در مقابل آمریکا و اسرائیل از «اعتماد به نفس» بیشتری برخوردار خواهد شد،( هیئت اجرایی پیش بینی می کنند!) آن هم رژیمی که در ریا و دروغگویی از زمره دستیاران ابلیس کهنه کار به شمار می آید! و «اعتماد به نفس» ی اگر داشته تنها در کشتن توده ها و پیشروان شان است.)

و می تواند مدال دفاع از تمامیت ارضی ایران و در هم شکستن توطئه های شوم اسرائیل و امریکا را نیز بر سینه بزند.

( این واقعا سر بیت تقدیمی از جانب هیئت اجرایی به حکومت اسلامی و در مدح بی بهای این حکومت است- شاید همانگونه که ولایت فقیه دم «محور مقاومتی» های حقیر کاسه لیس را می بیند قرار است دم هیئت اجرایی را نیز ببیند!

توجه کنیم که اینجا مانوری از جانب هیئت اجرایی صورت گرفته است. حضرات در قالب سوم شخص( رژیم ...می تواند مدال ... را بر سینه زند» و نه اینکه ما به وی تقدیم می کنیم) «مدال» افتخار در هم شکستن توطئه های شوم اسرائیل و آمریکا را به حکومت «فاشیستی» ولایت فقیه تقدیم کرده اند!

اگر فرض را بر این بگذاریم که منظور این است که خود رژیم سرخود این کار را انجام می دهد آنگاه می توان گفت که خوب حکومت ریاکار است و مشتی دروغ تحویل مردم می دهد و شکست ننگین اش را پیروزی جا می زند. اما عبارت به گونه ای است که چنین «حقی» از سوی هیئت اجرایی به حکومت داده می شود که چنین «مدال» افتخاری را به گردن خود آویزان کند! از نظر هیئت اجرایی راه کارگر رژیم شایسته ی این مدال افتخار است.

باری هیئت اجرایی رویزیونیست هم در ریاکاری به حکومتیان پیوسته است!)

با تثبیت قدرت منطقه ای ایران

( حسابی پیش تاخته اند و «محور مقاومتی» دیگری به «محور مقاومتی» های موجود افزوده کردند- عالیجنابان هیئت اجرایی را!؟)

 بویژه در قبال کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس و در برابر دیگر قدرت های منطقه ای.

( هنوز جنگ تمام نشده و مذاکرات پیشین را دیدیم و مذاکرات پسین را نیز خواهیم دید!)

 قادر خواهد بود بر موج ناسیونالیسم ایرانی نیز سوار شده و حمایت آن را نیز جلب کند.

( چقدر جلو تاخته اند و چه امتیازاتی به حکومتی که ایران را نابود و ملت ایران را به فلاکت و بدیختی کشانده می دهند، آن هم حکومتی که دیر یا زود مجبور است تن به بسیاری از خواست های ترامپ بدهد و نقشی ننگین تر از دیگر حکومت های پیشین در به ذلت کشاندن طبقه ی کارگر و دیگر طبقات زحمتکش و مترقی خلق ایران اجرا کند. جای توده های مردم هم خالی است و اینکه چه موضعی در قبال این «ناسیونالیسم» دروغین و البته اعطایی راه کارگری ها خواهند گرفت! چرا که جز «محور مقاومتی» ها و بخش هایی ناچیز از توده ها که ممکن است خام شوند، ناسیونالیسم پیشروی مترقی ای وجود ندارد که اجازه دهد حکومت بر آرمان های آن سوار شود و حمایت آن را جلب کند.)

 در صورتی که بر پایه توافقات جدید به رفع تحریم ها و یا کاهش آن دست یابد

( لابد حکومت پیروزمند ولایت فقیه اکنون بر بلندای قله ایستاده و توافقات جدیدی به امپریالیسم آمریکا دیکته می کند!)

 آنگاه با رژیمی روبرو خواهیم بود که از توان اقتصادی برای راضی کردن بخش هایی از مردم برخوردار خواهد بود. روشن است که چنین رژیمی در برابر اقدامات و اعتراضات مردمی و بویژه در برابر فعالان سیاسی و مدنی با توحش بیشتر و حق به جانب تری رفتار خواهد کرد.

( و لابد هم دارودسته ی «محور مقاومتی» ها که حسابی قربان و صدقه ی حکومت می روند و آن را از خودشان می دانند بی کم و کاست و حسابی، و هم هیئت اجرایی که به آن ها گرویده، بالاخره تا حدودی به وی حق خواهند داد!؟)

 اما علیرغم این وضعیت، به دلیل رویگردانی توده ای مردم از رژیم اسلامی،

(خوب البته مردم هم «رویگرانی» هایی کرده اند!؟)

 اگر این رژیم دست به اصلاحات از بالا نزند

( حتما این کار را بکنید حکومتیان!؟ اگر این کار را انجام دهید هیئت اجرایی که برای اصلاحات غش می کند در تکریم شما کم نخواهد گذاشت!)

و تلاش کند سیاست های تاکنونی خود در قبال مردم را به پیش برد، خیلی زود با واکنش های گسترده مردمی روبرو خواهد شد. بالا بودن نفرت مردم از رژیم اسلامی عنصری است که پس از پایان جنگ نیز پابرجا خواهد ماند.

(بالاخره یک نفرتی مانده است! که حکومت اسلامی باید با آن deal کند!)

 از سوی دیگر درست در شرایطی که ساختار اصلی قدرت زیر ضربات سهمگین ترورهای اسرائیل، بخش بزرگی از کادرهای باتجربه خود را از دست داده ،

( تا حالا از دست دادن کادرهای با تجربه برای «ساختار اصلی قدرت» منفی نبود زیرا جوان های غیرمکتبی آشنا به علم روز جانشین آنها شده بودند و حکومت حسابی توپ توپ شده بود اما اینجا از دست دادن کادرهای باتجربه منفی می شود!

 چرا؟)

اپوزیسیون درونی رژیم توانسته است بخش اعظم کادرهای باتجربه خود را حفظ کند.

( و این برای اپوزیسیون درونی رژیم یعنی احتمالا اصلاح طلبان حکومتی امتیاز است!؟)

همین عنصر می تواند در فردای پایان جنگ همچون اهرمی برای فعال شدن بخش هایی از اپوزیسیون درونی رژیم عمل کند.

( بله یک امتیاز است. جدال باتجربه های اپوزیسیون درونی رژیم با بی تجربه های غیرمکتبی اما آشنا به علم روز هسته ی سخت قدرت!)

هشدار هیئت اجرایی راه کارگر به حکومت «فاشیستی» ولایت فقیه:

باید حکومت حواس اش جمع باشد که مبادا از اصلاح طلبان ضربه بخورد.

توجه کنیم که «اصلاح طلبان حکومتی» بخشی از همان ها دسته ها، احزاب و سازمان هایی هستند که «محور مقاومتی» های مجیز گوی حکومت ولایت فقیه، زیر عنوان «لیبرال» و «هوادار امپریالیسم غرب» همچون دشمنان شماره یک و یا حداکثر دو خودشان دسته بندی می کنند.

 مر درود و ستایش«هیئت اجرایی»را!؟

به دیگر سخن در فردای پایان جنگ، در صورت عدم تلاش برای ایجاد اصلاحات سیاسی از بالا، به تدریج با موج اعتراضات توده ای روبرو خواهیم بود. از آن جا که در جریان جنگ به اعتبار اپوزیسیون راست و وابسته ضربات جدی وارد شده، این یک احتمال واقعی است که جنبش مردمی، در عروج مجدد خود، عمدتا بر نیروی خود  و بر سازمان های صنفی و سیاسی خود متکی شود. چنین وضعیتی می تواند زمینه مناسبی برای رشد و گسترش شعارهای نیروهای چپ باشد

که دل در گرو خواست های توده ای مردم دارند و این خواست ها را به دقت فرموله می کنند. می توان امیدوار بود که ایران پس از پایان جنگ، به تدریج بر ریل خیزش توده ای «زن، زندگی، آزادی» بازگردد. برای سرعت بخشیدن به این روند، نقش و حضور نیروهای چپ می تواند کمک کننده باشد.

( اگر این ها را نگویند دیگر خیلی «ضایع» می شند!

این چپ و راست زدن های یک نیرویی است که بین دو نوع رویزیونیسم پیچ و تاب می خورد: رویزیونیسم حزب چپی و سوسیال دموکراسی غیر حکومتی و رویزیونیسم «محور مقاومتی» حکومتی!)

هرمز دامان

نیمه ی نخست اردیبهشت 1405

 

No comments:

Post a Comment

هیئت اجرایی راه کارگر مروج رویزیونیسم«محور مقاومتی» در «شبه چپ» ایران(3)

  آویزان کردن «مدال» افتخار به گردن حکومت ولایت فقیه از سوی رویزیونیست های «هیئت اجرایی» بخش «ج» متن راه کارگر( هیئت اجرایی)( پاره های...