این بیانیه در پی توقف دو روزهی جنگ و پیش از حملات تازه
ی روز چهارشنبه 7 مرداد نگاشته شده است. دور تازه ی حملات آمریکا به ایران در پی
شلیک موشک های بالستیک سپاه به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن و همچنین شلیک به
یک کشتی آغاز شده است. همچنین در همین دو روز توقف جنگ از جانب آمریکا، این کشور به همراه عربستان سعودی به تلافی حملاتی که که به پالایشگاه های عربستان سعودی شده بود به عراق حمله کرده و تعدادی از نیروهای حشدالشعبی را کشتند. گفته می شود
شش پاسدار نیز در این حملات کشته شدند.
محدودیت ها و
مشکلات امپریالیسم آمریکا و حکومت ولایت فقیه برای جنگی ادامه دار
توقف موقت جنگ
پس از سیزده روز بمباران مراکز نظامی و زیرساخت های ایران
همچون پلها و مخازن و تآسیسات برق و آب و اسکله و جاده و غیره به وسیلهی
امپریالیسم متجاوز آمریکا از یکسو( بر مبنای برآوردها مبلغی بین 270 تا 300
میلیارد دلار خسارت به زیرساخت ها) و از سوی دیگر شلیک موشک ها و پهپادها به سوی
کشورهای منطقه و در کنار آن حملات حوثی های یمن به تآسیسات عربستان سعودی و کشتی
های نفتی در دریای سرخ، دوباره توقفی در جنگ به وجود آمد.
ترامپ گفته است که میانجیها از وی خواستهاند که فرصتی به
پیشرفت مذاکرات بدهد و برای همین او در حال حاضر بمبارانها را متوقف کرده است و
حکومت اسلامی نیز اعلام کرده است که تا زمانی که آمریکا حمله نکند دست به حمله
نخواهد زد.
مشکلات و محدودیتهای ترامپ و امپریالیسم آمریکا برای جنگ
ادامه دار
تضادهای درون طبقه ی حاکم
ترامپ و جناح جمهوریخواه حاکم بر دولت آمریکا دو پارهاند.
بخشی از آنها خواهان ادامه ی جنگ و گستردهتر شدن آن هستند. در میان این لایه
گروهی تا آنجا پیش میروند که خواهان سرنگونی حکومت اسلامی و جایگزینی حکومتی دیگر
به جای آن هستند. مهم ترین دلایل اینان همان امکان اتمی شدن حکومت اسلامی و خطرناک
بودن این امر برای امنیت دولت اسرائیل و کشورهای منطقه است. اینها هارترین بخش
جناح جمهوریخواه طبقه ی حاکم آمریکا هستند.
بخشی دیگر که شامل سازمان پشتیبان ترامپ (ماگا) برای انتخاب
اش به ریاست جمهوری هستند خواهان تداوم جنگ به ویژه گسترده شدن آن نیستند.
در کنار این بخش حزب دموکرات آمریکا نیز حضور دارد که به طور
کلی علیه گسترده شدن جنگ با ترامپ و دولت او در جدال است. وضعیت حزب دموکرات چنین
است: در حالی که بخشی از دموکراتها در کنار هارترین جناحها در حزب جمهوریخواه
قرار دارند، پارهای دیگر نیز در کنار بخش هایی از حزب جمهوریخواه هستند که در حال
حاضر خواهان درگیر شدن آمریکا در جنگی گسترده نیستند.
افزایش بهای انرژی
بخش مهم مشکلات ترامپ در بالا رفتن بهای نفت و فراورده های آن
به ویژه بنزین است. بالا رفتن بهای نفت به روی تمامی کالاهای اساسی تاثیر گذاشته و
تورم و گرانی این کالاها و در صدرشان مواد غذایی را بالا برده است. این نیز به
خودی خود به روی وضعیت خانوارها به ویژه کارگران و حقوقبگیران جزء تاثیر گذاشته
و سبد خوراکی آنها را کوچک و کوچک تر کرده است. امری که به مخالفتهای بیشتری با
ترامپ و حزب جمهوریخواه پا داده و بیش از این خواهد داد.
در کنار آن انتخابات میان دوره ای نوامبر در پیش است و اگر وضعیت
جنگی کنونی ادامه یابد و اوضاع سیاسی چنان که هست پیش رود امکان پایین آمدن رای
جمهوریخواهان زیاد است و این نیز از جمله مسائلی است که ترامپ را مجبور می کند که
در مورد گسترده شدن جنگ تا حدودی با احتیاط برخورد کند.
هزینه های سرسام آور جنگ
مساله دیگر، هزینه های سرسام آور جنگ است که تا پایان تیرماه
به میزان 37.5 میلیارد رسیده است یعنی کمی کمتر از یک میلیارد دلار در روز که
بیشتر آن هم صرف موشک های کروز و تجهیزات پیشرفته، هزینه های لجستیکی و سامانه های
رهگیر دفاعی گردیده است و قطعا بار آن به روی مالیات دهندگان به ویژه کارگران و
زحمتکشان و حقوق بگیران آمریکا خالی خواهد شد.
تلفات و زخمی های جنگ
در کنار آن باید از تلفات و زخمی های امپریالیسم آمریکا( 18
کشته و 624 زخمی به همراه اسرائیل 69 نفر کشته که ممکن بیشتر از اینها باشد) نیز
نام برد که با تداوم این تجاوز و جنگ به تعداد آنها افزوده میشود. برای امپریالیسم
آمریکا تحمل تلفات غیرقابل مقایسه با حکومت اسلامی است. حکومت ولایت فقیه تلفات در
جنگ را به هیچ می گیرد و هر گونه مخالفتی با
آن را با تفنگ و سرکوب خونین پاسخ می دهد. امری که برای امپریالیسم آمریکا
با توجه به جامعه ی رشد یافته ی آن به ساده گی امکان پذیر نیست و باید توجیه کافی
برای آن وجود داشته باشد. ضمن آنکه کشته شدن نیروهای آمریکایی در جنگ برای جایگاه
بین المللی آمریکا نیز به ساده گی قابل تحمل نیست.
تحلیل رفتن تسلیحات
نکته دیگر چنانکه برخی از منابع بازگو کرده اند، تحلیل رفتن
تسلیحات آمریکا، به ویژه تجهیزات موشکی و سامانه های رهگیر دفاعی است. آن گونه که
از ظواهر پیداست مصرف با تولید همخوانی ندارد و صنایع نظامی آمریکا نمی توانند
تسلیحات مصرف شده در چند ماه اخیر را به سادهگی با تولیدات تازه جایگزین کنند.
اکراه متحدین اروپای غربی
جدا از این مسائل که همه داخلی است، ترامپ تا کنون با
پشتیبانی جدی ای از سوی متحدین ناتو روبرو نشده است. همراهی نکردن و مخالفتها به
ویژه به دلیل سیاست آمریکا در مورد جنگ اوکراین، سیاست تعرفه ها و نیز برخوردهای
ترامپ در مورد پیمان ناتو از یک سو و وجود روابط اقتصادی کلان با حکومت اسلامی
بوده است و این ها جدا از این است که همگی کشورهای سرمایه داری امپریالیستی اروپای
غربی همگی بحران اقتصادی و رکود و تورم و گرانی و مخالفتهای داخلی کارگران و
زحمتکشان و حقوق بگیران هستند.
گفتنی است که برخی از این کشورها مانند انگلستان و فرانسه گام
هایی به نفع ترامپ و سیاست وی برداشتهاند اما وضع به هیچ وجه مانند جنگ های افغانستان
و عراق و لیبی و غیره که ناتو دخالت کرد نیست و گویا امپریالیستهای اروپایی بدشان
نمیآید که ترامپ و آمریکا در این جنگ تا حدودی تضعیف شوند.
نکته ی اساسی این است که تمامی این محدودیت ها و موانع تا
کنون نتوانسته جلوی ترامپ و دولت وی را برای ادامه ی جنگ بگیرد. در واقع
امپریالیسم آمریکا به گفته ی یکی از مقامات «کار را نیمه تمام رها نخواهد کرد». بسیاری
از این موانع و حتی بیشتر از آنها در هنگام جنگ های دیگر از ویتنام و جنوب شرقی
آسیا گرفته تا افعانستان و عراق برای دولت های حاکم به وجود آمد اما مانع ادامه ی
جنگ از جانب امپریالیسم آمریکا نشد. در مورد ویتنام مخالفت داخلی به ویژه برای
کشته شدن سربازان آمریکایی بسیار زیاد بود اما این دلیل اصلی پایان یافتن جنگ
نبود. دلیل اصلی شکست آمریکا از ویت کنگ ها و طبقه ی کارگر و دهقان و خلق ویتنام
بود.
از این رو امید حکومت ولایت فقیه به این که با تهاجم به
پایگاه های آمریکا و یا کشورهای منطقه و بستن تنگه ی هرمز و دارالمندب و غیره می
تواند آمریکا را مجبور کند که جنگ را بدون رسیدن به اهداف اش پایان دهد امیدی واهی
است. سرکوب انقلاب خلق ایران و ایجاد شرایطی در حکومت که بتواند به اهداف و منافع
اقتصادی و سیاسی و ژئوپلیتیک آمریکا خدمت کند(و یا سرنگونی آن در صورتی که آمریکا نتواند
تغییر لازم را ایجاد کند) و بنابراین گسترش منطقهی نفوذ خود هدف امپریالیسم
آمریکا است و مشکل که تا رسیدن به این هدف از جنگ و تحمیل خسارت دست بردارد.
مشکلات و محدودیت
های حکومت اسلامی برای ادامه ی جنگ
تضادهای بین جنگطلبان و هواداران مذاکره و توافق
در حکومت ولایت فقیه چنان که در بیانیه های پیشین اشاره کرده
ایم تضاد و درگیری شدیدی بین دو جناح خواهان ادامه جنگ زیر نام «انتقام» و جناح
خواهان مذاکره و تفاهم وجود دارد.
به نظر میرسد که مجتبی خامنه ای اکنون بیشتر با جناح خواهان
ادامه جنگ همراهی نشان میدهد و تریبون های مهمی هم در دست این جناح است که
استخوان بندی آن را جناح اصول گرای پایداری با عناصری مانند صادق محصولی و سعید
جلیلی و هوچیانی مانند سیدمحمود نبویان و حمید رسایی و امیر حسین ثابتی تشکیل میدهند.
مقایسه ی نتایج حملات آمریکا و حکومت اسلامی
نگاهی به نتایج حملات امپریالیسم آمریکا و حکومت ولایت فقیه
نشان میدهد که حملات آمریکا مستقیم است و به روی تضعیف نظامی و اقتصادی و سیاسی
حکومت اسلامی نشانه رفته است. در حالی که حکومت ولایت فقیه با بستن تنگهی هرمز و
نیز اکنون با دستور به حوثی ها برای ایجاد اختلال در تنگه دارالمندب و درگیری با
عربستان سعودی و همچنین حمله به پایگاه های آمریکایی در منطقه بیشتر ضربات اش
غیرمستقیم بوده و عمده توجهاش ضربه زدن به کشورهای منطقه و در کنار آن تا حدودی
نیز خود آمریکاست. در مجموع کیفیت و کمیت این ضربات قابل مقایسه با ضرباتی که
امپریالیسم آمریکا در تمامی عرصه ها می زند و خسارات مالی و جانی که مستقیما وارد
می کند نیست. آنچه که ضربات حکومت اسلامی به آمریکا را موثر می کند در واقع نه
کمیت و کیفیت آنها، بلکه جایگاه دولت آمریکا در کشور خود و همچنین جایگاه وی در
میان امپریالیستها و کشورهای زیرسلطه ی جهان است.
در مجموع این ضربات و این حد تلفات نیروهای آمریکایی قادر
نیست نه آن«انتقام» کذایی را بگیرد و نه جلوی محدودیت های حکومت اسلامی را در
تداوم جنگ مانع شود.
مشکل جبران خسارات برای حکومت اسلامی
نخستین و مهم ترین مانع برای حکومت اسلامی این است که ضرباتی
که در عرصههای نظامی و اقتصادی و سیاسی می خورد به سادهگی جبرانپذیر نیست. هم اکنون
میزان خسارات وارده چنانکه اشاره کردیم حدود 300 میلیارد برآورد شده و همگان بر
آناند که بازسازی آنها کمتر از ده سال ممکن نیست.
شدت تضادها بین جناح های حکومت
از سوی دیگر درون حکومت اسلامی تضادهای شدیدی وجود دارد که
بسیار شدیدتر از تضادهای درون جناح های سیاسی بورژوازی آمریکا است. در مورد آمریکا
اگر از دیدگاه طبقه ی بورژوازی امپریالیستی حاکم نگاه کنیم در نهایت امر از دست
دادن دولت به وسیله ی یک حزب و به دست آوردن آن به دست حزبی دیگر است، اما در
حکومت اسلامی ادامه ی جنگ به شکل کنونی ممکن است به بهای بقای آن و رفتن کل حکومت
منجر شود. این امری است که تضادهای میان جناح جنگ طلب و جناح خواهان مذاکره را به
شدیدترین صورت خود در آورده است.
تاثیر جنگ به روی
زندگی توده ها
مساله ی سوم تاثیر جنگ به روی زندگی تودههاست. در ایران پیش
از جنگ هم بحران اقتصادی به شدیدترین شکل آن وجود داشت وهم بحران سیاسی و فرهنگی و
اینها موجب مبارزات طولانی دستکم سی ساله
ی توده ها با حکومت گردیده بود، مبارزاتی که سال به سال اوج بیشتری میگرفت. حکومت
ولایت فقیه تا کنون تنها با سرکوب و شکنجه و زندان و کشتارهای هولناک( به ویژه
کشتار 18 و 19 دی 1404) توانسته این بحرانها را از سر بگذراند و حکومت خود را حفظ
کند.
اعدام ها و سرکوب
مبارزات توده ها
اکنون و در گیرودار جنگ نیز هر روز و هر هفته عده ای از
زندانیان سیاسی و عادی را به دار می کشد و اعدام ها را به گسترده ترین درجه ی خود
در سی سال اخیر در میآورد با این خیال که شاید توده ها را در ترس و وحشت از جان
خویش نگه دارد و مانع آمدن آنها به خیابان ها و رشد دگرباره ی اعتراضات و شورشهای
خیابانی شود.
حکومت ولایت فقیه طبق معمول می خواهد علاج واقعه را پیش از
وقوع بکند در حالی که از درون و با کشته شدن رهبران کلیدی سیاسی و نظامی اش و
همچنین وضع بودجه اش برای نیروهای نظامی و امنیتی سرکوب، در شرایط ضعیف تری برای
سازماندهی سرکوب های کلان نسبت به دی ماه 1404 به سر می برد( و این امری است که
نباید توده ها بفهمند و کار را به آنجا بکشانند!) و از بیرون نیز تهدید از جانب
توده ها به دلیل شرایط وخیم اقتصادی- سیاسی و همین اعدامها بیش از پیش می شود.
جنگ این بحران ها را شدیدتر از پیش کرده است و به ویژه بحران
اقتصادی را. کشته و مجروح شدن بسیاری از مردم( آخرین اعلام کشته ها 3468 نفر و تعداد
زخمی ها26500 - در جنگ 13 روزه ی اخیر 60 کشته و 670 مجروح) توده ها را برانگیخته
و تخریب یا آسیب دیدن بسیاری از تاسیسات زیرساختی جدا از بیکار کردن هزاران کارگر،
وضعیت وخیم اقتصادی را بیشتر کرده و بر شدت نارضایتی ها افزوده است.
دو درگیری مهم در پایان جنگ برای حکومت ولایت فقیه
روشن است که در صورت پایان جنگ حکومت اسلامی با دو درگیری مهم
روبرو خواهد شد. از یک سو درگیری شدید دو جناح جنگطلب و جناح خواهان توافق که به
احتمال وارد مراحل کیفی بالاتری خواهد گردید. و از سو دیگر درگیری و نبرد کارگران
و کشاورزان و توده های فقرزده و گرسنه و بیکار که مبارزات پیشین شان همگی به خاک و
خون کشیده شده و به ویژه مبارزات دی ماه 1404 و نه تنها وجودشان مملو از خشم از
این وضعیت کشور و وضعیت اقتصادی خودشان هست بلکه پر از کینه از حکومتی است که جز
به بقای مشتی مال خور و دزد و جانی نمیاندیشد و پشیزی برای کشور و مردماش ارزش
قائل نیست.
تجلی کوچکی از این
مخالفت ها را در هفته ی پیش در گردامدن راننده گان تاکسی دیده ایم. در روز گذشته
نیز توده های اصفهانی در مخالفت و مبارزه با حکم اعدام دو جوان مبارز خیزش دی ماه و
برای پیشگیری از آن به محل اعدام( میدان علیخانی اصفهان ملک شهر اصفهان) آمدند که
با سرکوب حکومت روبرو شدند. در کنار این ها باید به مبارزات و اعتصاب غذای زندانیان
محکوم به اعدام اشاره کرد که اکنون حدود پانزده روز است ادامه دارد. در کل و در
این شرایط جنگی توده ها از هر فرصتی استفاده کرده و اعتراض خود را به خیابان ها می
کشانند.
اگر مقایسه ای میان دو وضعیت حکومت اسلامی و آمریکا کنیم می
بینیم که دولت کنونی آمریکا محدودیت خود را در ادامه ی جنگ دارد و اما حکومت
اسلامی ده ها برابر محدودیت دارد زیرا تداوم جنگ بهای سنگین تری برای حکومت دارد و
در حالی که ممکن است آن را برای مدتی از گزند مبارزات عمومی و همه جایی توده ها
مصون دارد که نداشته و تودهها از فرصتهای بسیار کوچک برای ادامهی مبارزات
استفاده میکنند، اما در دراز مدت با وضعیتی بسیار بدتر روبرو خواهد شد.
جناح جنگ طلب روی مشکلات پیش روی آمریکا و محدودیت های دولت
ترامپ برای ادامه ی جنگ و به ویژه حمله ی زمینی همه جانبه و همچنین برخی پشتیبانی
های روسیه و چین حساب می کند و تصور می کند می تواند از این ضعف ها و محدودیت ها
استفاده کند و آمریکا را مجبور کند دست از ادامه ی جنگ بردارد. اما چنانکه اشاره
کردیم این بیشتر خیال خامی است. امپریالیسم آمریکا و ترامپ تا به خواست های خود در
مورد حکومت ولایت فقیه نرسند نه تحریم ها را لغو می کنند و نه دست از جنگ بر می
دارند. به ویژه این که آنها از ادامه ی انقلاب در ایران بیشتر می ترسند و برای
همین حاضرند همین حکومت اسلامی را با تغییراتی که آنها دنبال اش هستند نگاه
دارند.
وضع کنونی
سخنان ترامپ
ترامپ در علل توقف حملات 13 روز اخیر به اکسیوس گفته است
که«برای دادن فرصت دوباره به مذاکرات، تصمیم گرفته حملات آمریکا به ایران را متوقف
کند». او تأکید کرد«در صورت شکست دیپلماسی، ممکن است دستور ازسرگیری عملیات نظامی
گسترده را صادر کند». وی همچنین گفت که در حال مذاکرات با حکومت اسلامی است و«اگر
این مذاکرات به نتیجه نرسد، به اقدامات نظامی بسیار شدید بازخواهیم گشت.»
سخنان منصور حقیقتپور
در مقابل منصور حقیقتپور عضو هیئت رئیسه ی کمیسیون امنیت
مجلس در مورد وضع جناح جنگ طلب و جایگاه کنونی آن در حکومت نکات قابل توجهی را
گفته است. در زیر فرازهایی از گفته های وی را می آوریم:
«پدیدهای به وجود آمده که دنبال منافع خاصی است و هر مسئول
یا جریانی با این پدیده موافق نباشد بهدست پیادهنظام و مرکز فرماندهی این جریان
طرد و منکوب میشود.»
«این جریان از همان ابتدا مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی را
هدف قرار داد و انواع اتهامات را متوجه او کرد تا جایگاهش نزد افکار عمومی تخریب
شود. پس از آن نوبت حجتالاسلام ناطق نوری رسید و سپس حجتالاسلام سیدحسن خمینی و
بعد شهید لاریجانی و حالا هم سراغ قالیباف، عراقچی، پزشکیان و سایر کارگزاران ارشد
نظام رفتهاند تا آماج حملات این جریان، قرار گیرند.»
«این جریان جمعبندی سیاسی نامبارکی دارد و همه مسائل را با
نگاهی آخرالزمانی تحلیل میکند. تصور این جریان این است در آخرالزمان باید با همه
دنیا جنگید و تنها راه رسیدن به اهداف، همین است. آنان در داخل کشور نیز هر موضوعی
که مطابق دیدگاه خودشان باشد در اولویت قرار میدهند. این جریان به رفتار مبتنی بر
دیپلماسی و مذاکره اعتقادی ندارد. اکنون مدام از جنگ سخن میگویند و گاهی اهدافی
مطرح میکنند که دستیافتنی نیست.»
«این جریان پول، نیرو و امکانات دارد. برای نیروهایش انگیزه
ایجاد کرده است و دیدگاه خود را بر نظر دیگران ترجیح میدهد».
«امروز تریبونهایی در فضای عمومی و مجازی( حقیقت پور به صدا
و سیما هم اشاره می کند که در دست این جناح است) در اختیار این جریان قرار دارد و
هر کار بخواهند انجام میدهند؛ جریانی که میتوان آن را«فرقانیسم جدید» نامید.
البته تعدادشان زیاد نیست و اگر با عواملشان که کمتر از ۳۰ نفر هستند، برخورد شود
بسیاری از مسائل پایان مییابد و ریشه بخشی از چالشهای فعلی خشک میشود. آنان از
اقداماتشان نفعی نمیبرند و در نهایت بازیچه هستند.»(
ایسنا، 5 مرداد 1405)
سران پایداری
احتمالا اشاره ی حقیقت پور به «بازیچه»بودن، وابستگی این دسته
ها به امپریالیسم روسیه باشد و در این صورت آنها دنبال قدرت و ثروت هستند همچنان
که سران اصلی جریان پایداری از مصباح یزدی گرفته تا مرتضی آقا تهرانی و صادق
محصولی و بقیه بوده اند. کافی است به دولت های احمدی نژاد و رئیسی که اسکلت آنها
را جناح پایداری و «حزباللهی»ها تشکیل می دادند نگاه کنیم تا مشخص شود این
دارودسته دنبال چه بوده اند.
دو جریان در جناح جنگ طلب
به نظر ما دیدگاه «آخرالزمانی» عمدتا شامل نیروهای جزء می شود
که ایمانی کور به مذهب دارند و تصورشان این است که آنها جنگ می کنند و اگر کشته
شدند در راه خدا بوده و به بهشت می روند و از این گونه حرف ها. اما سران اصلی جریان
پایداری آن توده را قربانی مطامع خود می کنند.
از سوی دیگر حقیقتپور در مصاحبه ی خود طبق معمول بیشتر سران
هوادار مذاکره«دیپلماتیک» سخن گفته و سران حکومت، خامنه ای و اکنون مجتبی خامنه ای
را افرادی فرا جناحی تصویر می کند که نه با آنچه خامنه ای بود تطبیق می کند و نه
با آنچه اکنون مجتبی هست. با آن بیانیه ی نخستین اجق وجق اش و این میدان دادن اش
به پایداری ها برای قرق کردن سیاست حکومت.
با توجه به آنچه
حقیقتپور و بخش دیگری از سران هوادار مذاکره و همچنین جناح جنگ طلب می گویند تصور
پایان جنگ به این زودی ممکن نیست. هر حرکتی از جانب جناح هوادار توافق به وسیله ی
جناح جنگ طلب نفی می شود و جنگ نیز به دلیل خسارات جانی و مالی و تهدید بقای حکومت
به وسیله ی جناح هوادارمذاکره و توافق نفی می شود.
توده های مردم بازنده ی اصلی ادامه ی جنگ به شکل کنونی و
همچنین این کش و قوس ها بین حرکت های این دو جناح اند.
تداوم مبارزات توده ها علیه جنگ، علیه اعدام و برای سرنگونی
حکومت
راه چاره ی توده مخالفت تمام عیار آنها با جنگ و برپایی جنبش
ضد جنگ و جنبش ضداعدام ها و تداوم اعتراضات و مبارزات صنفی و اقتصادی و سیاسی و
فرهنگی است. برای ما کمونیست ها در کنار این ها تبلیغ و ترویج جنگ مسلحانه، جنگ
توده ای در دستور کار است. در نهایت حکومت را با سلاح و لوله ی تفنگ می توان
سرنگون کرد و جمهوری انقلابی – دموکراتیک خلق را بنا نهاد.
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
هفت مرداد 1405
No comments:
Post a Comment