این نامه ی رفقای افغانستان در نقد بخش هایی از مقاله ی نگاهی به مبارزه طبقات و چگونگی شکل گیری جمهوری اسلامی( نوشته ی هرمز دامان) و آگاهی خود به خودی بورژوایی و آگاهی طبقاتی- سوسیالیستی کارگران( نوشته ی م - دامون) است.
26 حمل(فروردین) 1391
14 اپریل 20012
امیدواریم صحتمند وکامگار باشید.
مضاف برآن آیا چنین برخوردی با دین در تائید موضع ایدئولوژیک مارکسیزم – لنینیزم- مائویزم با دین است؟آیا دین تا کنون همان"ایدئولوژی طبقات حاکم"که مارکس و لنین بارها اززوایای مختلف به توضیح آن پرداخته، نیست؟
در حال حاضراسلام در خدمت فئودال- کمپرادورها و امپریالیزم قراردارد و از استثمار و ستم دفاع می کند، وما نمی توانیم ببینیم که در کجای جهان"دین اسلام ... تاكنون بیانگر" منافع کارگران ودهقانان باشد.
از نظر ایدئولوژی،آیا درجهان ایدئولوژی ای وجوددارد که" از آغاز تا كنون بیانگر جهان بینی طبقات گوناگون با منافع اقتصادی متفاوت و متضاد"باشد؟
در نوشته دیگرتان تحت عنوان"آگاهی خودبخودی ــ بورژوایی وآگاهی طبقاتی کارگران ــ کمونیستی( قسمت هشتم- پایانی ) بخش دوم" می خوانیم:
نخست اینکه انقلاب در ایران از هر نظر با انقلاب کبیر اکتبر و انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریائی فرق دارد و هیچکس و درهیچ قرینه یی حق ندارد این انقلابات را در کنار یکدیگرقراربدهند، مگر اینکه قصد داشته باشند"ناسیونالیزم" شان را از اینطریق تبلیغ کنند. درایران در سال 1357هیچ حزبی برابر حزب بلشویک قوی، سازمان یافته، آبدیده و آگاه وجود نداشت وبه همین قسم ماهینت ومضمون جنبش توده ای درایران ازهیچ نگاه با ماهیئت ومضمون جنبش پرولتری در روسیه وجنبش توده ها در چین قابل مقایسه نیست. انقلاب ایران ایران حتی با انقلاب چین در سال 1949 قابل مقایسه نیست چه رسد به انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریائی 1976.
در خاتمه دست هایتان را رفیقانه فشرده و امیدواریم از ما نرنجید.
امضا ...
به نمایندگی از مائویست های افغانستان
- کاپی به سازمان کارگران افغانستان(مارکسیست- لنینیست- مائویست)
No comments:
Post a Comment